تالار گفتگوی کیش تک/ kishtech forum
  • سردر
  • جستجو
  • فهرست اعضا
  • سالنامه
  • راهنما
درود مهمان گرامی! ورود ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌:
گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
تالار گفتگوی کیش تک/ kishtech forum
سردر

مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت‌نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 4,484
» آخرین عضو: جوري محمد
» موضوعات انجمن: 92,477
» ارسال‌های انجمن: 200,160

آمار کامل

کاربران آنلاین
درحال‌حاضر 770 کاربر آنلاین هستند.
» 0 عضو | 768 مهمان
Baidu، Google

آخرین موضوع‌ها
خدمات مكافحة حشرات احتراف...
انجمن: سامانه آموزش آنلاین رهیاران
آخرین ارسال توسط: هبه اسماعيل
دیروز, 10:14 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 25
خدمات تنظيف متميزة
انجمن: زبان های خارجی
آخرین ارسال توسط: هبه مصطفي
25-01-2026, 10:23 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 33
خدمات مكافحة احترافية
انجمن: سامانه آموزش آنلاین رهیاران
آخرین ارسال توسط: هبه مصطفي
25-01-2026, 09:42 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 58
كاميرات مراقبة داخلية: كل...
انجمن: گردشگری (ایران و جهان)
آخرین ارسال توسط: جوري محمد
25-01-2026, 03:27 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 31
مركز كايرو ترانسليشن: مرج...
انجمن: گردشگری (ایران و جهان)
آخرین ارسال توسط: جوري محمد
24-01-2026, 12:04 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 46
مكتب ترجمة معتمد التجمع ا...
انجمن: گردشگری (ایران و جهان)
آخرین ارسال توسط: جوري محمد
24-01-2026, 10:51 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 44
Womens In Your City - No ...
انجمن: گردشگری (ایران و جهان)
آخرین ارسال توسط: strwa222
20-01-2026, 10:15 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 85
خدمات تنظيف فلل احترافية
انجمن: سامانه آموزش آنلاین رهیاران
آخرین ارسال توسط: هبه اسماعيل
15-01-2026, 10:13 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 143
أفضل غسيل سجاد في راس الخ...
انجمن: سامانه آموزش آنلاین رهیاران
آخرین ارسال توسط: هبه مصطفي
15-01-2026, 02:14 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 115
معايير اختيار شركة تنظيف ...
انجمن: **مرکز آموزش آنلاین پرسپولیس **
آخرین ارسال توسط: هبه مصطفي
15-01-2026, 01:40 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 123

 
  آیا ایران به فناوری ابر کامپیوترها دست یافته است؟ در چه سالی و با چه مشخصاتی است؟
ارسال کننده: محمدابراهیم - 06-11-2017, 01:19 AM - انجمن: مبانی کامپیوتر و برنامه سازی (آسانسور -جمعه -کلاس سوم) - پاسخ (5)

آیا ایران به فناوری ابر کامپیوترها دست یافته است؟ در چه سالی و با چه مشخصاتی است؟

چاپ این مطلب

  ده رده بندی برتر ابر کامپیوترها را در سال 2017 را نام برده و مشخصات کشور سازنده و تعد
ارسال کننده: محمدابراهیم - 06-11-2017, 01:17 AM - انجمن: مبانی کامپیوتر و برنامه سازی (آسانسور -جمعه -کلاس سوم) - پاسخ (5)

ده رده بندی برتر ابر کامپیوترها را در سال 2017 را نام برده و مشخصات کشور سازنده و تعداد پردازنده ها و سرعت آن را ذکر کنید.

چاپ این مطلب

  چند نکته کاربردی در طراحی فرم های استاندارد:
ارسال کننده: sitecup1 - 06-11-2017, 12:17 AM - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون پاسخ

 
فرم ها بیشترین کاربرد را در طراحی سایت هادارند. تقریباً در طراحی اکثر وب سایت ها از انواع فرم ها استفاده میشود. از فرم های ساده تماس با ما و عضویت در خبرنامه گرفته تا فرم های سفاش محصول یا فرم های پرداختی. نباید اینطور فکر کنید که فرم ها بخش کوچکی از سایت هستند و آن ها را نادیده بگیرید بلکه طراحی فرم ها باید به دقت و درستی انجام شود چون این فرم ها هستند که سازنده بخش بزرگی از تعاملات کاربر با وب سایت میباشند پس باید برای کاربر آسان و قابل فهم باشند.
استانداردهای طراحی فرم روز به روز در حال تغییر است. درگذشته اکثر فرم ها طولانی بوده و شامل ستون های اطلاعاتی زیادی بودند که کاربرمجبور بود آن ها را پر کند ولی امروزه پیشنهاد میشود که فرم ها تا حد امکان ساده باشند. به طور کلی یک فرم خوب، فرمی است که قابل اسکن بوده و نیاز به تایپ کردن و ورود اطلاعات به میزان زیاد ندارد و حاوی برچسب گذاری هوشمند میباشد به طوری که به کاربر در پر کردن درست فیلدها کمک کند.
در ادامه به چند نکته مهم که با رعایت آنها میتوانید فرمهای استاندارد و خوب طراحی کنید، اشاره میکنیم:سهولت در خواندن و اسکن کردن فرم

همانطور که میدانید کاربران در وب سایت ها معمولاً مطالبرا اسکن میکنند یعنی نگاه اجمالی به همه مطالب می اندازند تا مطلب مورد نظر خود را پیدا کنند یا تصمیم بگیرند که چه عملیاتی را در سایت انجام خواهند داد. همین مسئله برای فرم ها هم صدق میکند. کاربر با دیدن فرم باید به سرعت متوجه شود که آن فرم چه کاربردی دارد و چه اطلاعاتی میخواهد.
ویژگی های مورد نیاز برای اینگونه فرم ها عبارتند از:
• تضادیا کنتراست: متنها فرم باید کوتاه و به راحتی قابل خواندن باشند. هرگز از رنگ های مختلف در فرم استفاده نکنید و سعی کنید همان حالت استاندارد و رایج نوشته تیره بر روی زمینه روشن را به کار ببرید.
• گروهبندی و فاصله گذاری: اطلاعاتمشابه را در فرم های طولانی گروه بندی کنید. برای مثال در زمان جمع آوری اطلاعات پرداخت: اطلاعات مربوط به حمل و نقل، آدرس، کد پستی و ... در یک گروه قرار دهید. فاصله بین برچسب ها و فیلدهای مربوط به آن ها را با دقت قرار دهید تا کاربر به راحتی متوجه شود که کدام برچسب و عنوان متعلق به کدام فیلد میباشد.
• پایان
مشخص: دکمهثبت یا پایان را به طور مشخص و بزرگ قرار دهید. متن داخل دکمه باید دقیقاً به کاربر بگوید که با فشار دادن آن چه اتفاقی خواهد افتاد مانند کلمه های ثبت، پرداخت یا مرحله بعد. در صورت انجام عملیات ثبت، حتماً کاربر را از تمام شدن عملیات و ثبت شدن کامل فرم مطلع نمایید.قرار دادن برچسب های شناور

همیشه در مورد اینکه آیا باید از متن های راهنما و کمکیدر فیلدهای یک فرم استفاده کرد یا نه بحث های زیادی بوده است. مشکل اصلی استفاده از این متن ها زمانی است که با کلیک کردن بر روی فیلد مورد نظر، متن راهنما همچنان درون فیلد باقی میماند و کاربر برای وارد کردن اطلاعات مجبور به پاک کردن آن میشود.
اگر نیاز به استفاده از متن و برچسب های راهنما دارید سعیکنید آن ها را به صورت تعاملی و واکنش گرا قرار دهید یعنی با کلیک کردن کاربر برچسب جا بجا شده و به سمت بالا برود. به اینگونه برچسب ها برچسب شناور میگویند. همچنین این حالت حرکت برچسب باعث جلب توجه کاربر و جذابیت هم میشود.فرمت گذاری یا ماسک فیلد

گذاشتن فرمت یا ماسک برای فیلد به این معنی است که درزمان تایپ و وارد کردن اطلاعات توسط کاربر در یک فیلد، آن فیلد به طور خودکار به اطلاعات ورودی کاربر یک فرمت خاص میدهد. برای مثال جدا کردن روز و ماه و سال یا جدا کردن کد منطقه در شماره تلفن و ... به طور خودکار. این کار از بروز خطاهای احتمالی در زمان تایپ جلوگیری کرده و ورود اطلاعات را برای کاربر آسان تر می نماید.
به مثال زیر توجه نمایید، یک شماره تلفن در فرمت هایمختلف:
• (000) 000-0000
• 000-000-0000
• 0000000000کاربرمیتواند شماره تلفن را به هر 3 مدل بالا وارد کند، چطور باید تشخیص دهد که فرمت درست و مدنظر شما کدام است؟ اینجاست که ماسک فیلد یا همان فرمت گذاری به کمکتان می آید. با استفاده از این ویژگی خود فیلد به طور خودکار کاربر را راهنمایی میکند و کاربر بدون فکر کردن تنها نیاز دارد که شماره را وارد کند. (این کار همچنین باعث راحتی کاربران موبایل میشود چون دیگر نیازی به سوئیچ کردن بین اعداد و نوشته در کیبورد ندارند).ایجاد فرم های سازگار طراحی سایت با کیبورد

از آنجایی که نمی دانید کاربر با استفاده از چه دستگاهیاقدام به پر کردن فرم می نماید باید طراحی فرم به گونه ای باشد که چه در موبایل و چه در کامپیوترهای خانگی به راحتی قابل پر کردن باشد. پس با در نظر گرفتن کیبوردهای موجود در دستگاه های مختلف، فیلد های فرم را متناسب با آن ها طراحی نمایید.
در دسکتاپ، کاربر باید بتواند بدون نیاز به کلیک کردن برروی هر فیلد، فیلد ها را به ترتیب پر کرده و به طور اتوماتیک با پر کردن فیلد یا فشار دادن دکمه هایtab یاenter ، جلو برود. سایت w3.org مجموعهکاملی از کیبوردها را ارائه کرده است.
در موبایل، نوع کیبورد را با نوع داده ای که مورد نیازاست هماهنگ تنظیم نمایید. اگر داده ورودی از نوع حروف میباشد، از کیبورد آلفا و برای اعداد از کیبوردnumeric استفاده کنید.استفاده از فرم های عمودی

فرم های عمودی نسبت به فرم های افقی و چند ستونه،کاربرپسندتر هستند به خصوص در فرم های طولانی. بهترین حالت این است که تمامی فیلدها در یک صفحه از بالا تا پایین قرار بگیرند بدون اینکه کاربر نیاز به اسکرول کردن برای دیدن ادامه فرم داشته باشد.
فرم های افقی تنها در صورتی که فرم خیلی کوتاه باشد مثلافقط نیاز به وارد کردن ایمیل و رمز عبور باشد میتوانند به کار برده شوند. در غیر این صورت کلا بهتر است فرم را به صورت عمودی طراحی نمایید.
همچنین فیلدهای فرم باید یک ترتیب منطقی داشته باشندمثلاً بعد از نام همیشه نام خانوادگی را قرار میدهیم و بعد فیلدهای دیگر. برای مثال ترتیب نام، ایمیل، نام خانوادگی یک ترتیب غیرمنطقی میباشد.حالت تشخیص اتوماتیک


سعی کنید اطلاعاتی را از کاربر بخواهید که واقعاً موردنیاز است و از قرار دادن فیلدهای اضافی در فرم ها خودداری نمایید. معمولاً کاربران تمایلی به پر کردن فرم هایی که اطلاعات خیلی شخصی میخواهند، ندارند. چنانچه نیاز به اطلاعات بیشتری راجع به کاربر دارید بعد از ثبت فرم میتوانید از طریق ایمیل آن اطلاعات را درخواست کنید. پس از دریافت اطلاعات اضافه و غیر ضروری خودداری کنید و سعی کنید فیلدهای مشابه در فرم قرار ندهید برای مثال چند فیلد شماره تلفن
در نهایت
بعد از پر کردن فرم و ثبت آن توسط کاربر از کاربر تشکرکرده و فیدبک بدهید. ایجاد یک فرم استاندارد و کاربرپسند شانس شما را برای جمع آوری اطلاعات و تبدیل یک بازدید کننده به کاربر دائمی وب سایت را افزایش میدهد.
اگر دوست دارید مقالاتدیگری در این زمینه بخوانید، به طراحی سایت مراجعه کنید.

چاپ این مطلب

  9 روش کارآمد برای طراحی منوی وب سایت:
ارسال کننده: sitecup1 - 06-11-2017, 12:15 AM - انجمن: اخبار علمی و فناوری - بدون پاسخ

روش های زیادی برای طراحی سایت وجوددارد که بعضی از آن ها درست و برخی ناردست هستند. منوها بخش مهمی در وب سایت هستند که در صورت طراحی نادرست حتی میتوانند باعث شکست و عدم موفقیت سایت شوند.
با رعایت این نکات مطمئن باشید منوی وب سایتتان به روز ومدرن و همچنین کارآمد خواهد بود:
1. استفاده درست از مگا منوها

مگا منوها تا مدتی بسیار مورد استقبال قرار گرفتند ولی بهدلیل شلوغی و گزینه های زیاد ممکن است کمی گیج کننده باشند. از این منوها زمانی که تعداد آپشن هایمان زیاد باشد استفاده میکنیم ولی در غیر این صورت بهتر است به جای استفاده از مگا منو، از بین تمام آپشن ها و گزینه ها پرکاربردترین آن ها را پیدا کرده و استخراج کنیم و در منو قرار دهیم. این گزینه ها را از طریق گوگل آنالتیکس میتوانیم پیدا کنیم. 
2. 
قابلیت جستجو

قابلیت جستجو را نادیده نگیرید حتماً در هر صفحه ازسایتتان امکان جستجو را برای کاربر فراهم کنید. همچنین در صفحه اصلی و در کنار یا نزدیکی منو باید آپشن جستجو به صورت واضح و مشخص قرار داده شود.
ایجاد امکان جستجو در سایت که به درستی عمل کند باعثماندن کاربر در سایت میشود. چنانچه چیزی را که به دنبالش هستند نبینند این امکان را دارند که از این طریق آن را جستجو کنند.
پس سعی کنید آپشن جستجو را هرگز از قلم نندازید و حتماًدر سایت خود به صورت واضح و مشخص قرار دهید.
3. 
محدود کردن تعداد گزینه های منو

این کار شماست که تشخیص دهید چه گزینه هایی بین کاربرانپرکاربردتر و مهمتر هستند و باید آن ها را در منو قرار دهید. تقریباً همه منوها شامل گزینه درباره ما، تماس با ما و در سایت های فروشگاهی گزینه سبد خرید هستند.
4. 
ترتیب هدفمند عناصر در منو

ترتیب قرار گرفتن عناصر در منو بسیار مهم است. آیتم هاییکه در ابتدا و انتهای منو قرار دارند بیشتر از بقیه دیده میشوند و کلیک میشوند.
آنالتیکس وب سایتتان را چک کنید و با توجه به user flow ببینیدکه باید کدام آیتم ها را به چه ترتیبی در منو قرار دهید تا بیشترین تأثیر را داشته باشد از این طریق که کاربر از صفحه اصلی بیشتر به کدام صفحه ها رفته و همچنین شما میخواهید که چه محتوایی در سایتتان بیشتر دیده شود.
5. 
استفاده از منوی چسبنده در صفحه های طولانی

در صفحه های طولانی که کاربر اسکرول میکند، منو را طوریطراحی کنید که همراه با اسکرول کاربر در صفحه جا به جا شود تا دیگر کاربر برای برگشت به منو نیازی به برگشتن به ابتدای صفحه نداشته باشد.
ایده اصلی در طراحی وب سایت ومنوها این است که کاربر بتواند در هر لحظه به راحتی با سایت تعامل کرده و به چیزی که میخواهد دسترسی پیدا کند.
[b]6. 
[/b]هرگز منو را پنهان نکنید!

منو با آیتم های کوچک و نامشخص، منوهای پنهان و یا عدموجود منو در صفحه های مختلف باعث پایین آمدن نرخ کلیک کاربر میشود. هرگز منوی سایت را پنهان نکنید، منو باید همواره و در تمام صفحه ها مشخص و واضح باشد.
[b]7. 
[/b]استفاده از برچسب های توضیحی

از نوشته های موجود در منو گرفته تا آیکون ها همه بایددقیقاً مشخص کنند که کاربر با کلیک بر روی آن ها به کجا خواهد رفت و راجع به چه چیزی هستند. مثلاً برای جستجو یا سبد خرید از آیکون های رایج که کاربر با آن ها آشناست استفاده کنید تا کاربر به راحتی آن ها را بشناسد. همچنین در کنار این آیکون ها میتوانید از برچسب ها توضیحی استفاده کنید که دقیقاً مشخص کنید به چه منظوری هستند.
[b]8. 
[/b]استفاده از منوی تمام صفحه

در بعضی موارد که تعداد آیتم های منو خیلی کم هستندمیتوانید از منوهای تمام صفحه استفاده کنید. البته این حالت برای تمام پروژه ها مناسب نیست ولی برای وب سایت های کوچک با که فقط برای نمایش نمونه کارها و پروژه ها یا محصولات هستند میتواند مناسب باشد.
[b]9. 
[/b]استفاده از منوهای عمودی

منوهای عمودی اخیراً بسیار رایج شده اند. این منوها بهدلیل تفاوت شکلشان فوراً توجه کاربر را به خودشان جلب میکنند.
منوی عمودی در کنار صفحه میتواند برای وب سایت هایی که نیازبه فضای بیشتر برای آیتم های منو دارند، مناسب باش.
این مقاله از طراحی سایت برداشته شده است.

چاپ این مطلب

  چند تکنیک جهت جلوگیری از بروز اشتباه در طراحی سایت:
ارسال کننده: sitecup1 - 06-11-2017, 12:14 AM - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون پاسخ

طراحی سایت وراه اندازی آن کاری هیجان انگیز و در عین حال پر استرس است. شما میخواهید توانایی و کیفیت کارتان را به مشتری نشان دهید ولی گاهی اوقات این اتفاق نمی افتد و مشکلات طراحی و کارآیی سایت بعد از تحویل سایت به مشتری مشخص میشود که این اتفاق خوبی نیست و بهتر است تا حد امکان از آن جلوگیری کنیم.
در این مقاله به شما میگوییم که چگونه در زمان کمتر وسریعتر اشتباهات طراحی
سایت راقبل از تحویل به مشتری متوجه شده و رفع کنید.1. داشتن چک لیست


طراحسایت و برنامه نویس اولینو آخرین خطوط دفاعی در مقابل خطاهای طراحی وب سایت هستند.با این حال حتی بهترین طراحان و برنامه نویسان هم دچار اشتباه شده و
ممکن است برخی موارد را فراموش کنند. بهترین راه برایجلوگیری از این مسئله داشتن چک لیست برای هر وب سایت میباشد. این چک لیست میتواند حاوی مواردی باشد که باید بعد از طراحی و قبل از تحویل چک شوند مثل سالم بودن لینک ها، درست کار کردن فرم تماس یا خرید، مسائل هاستینگ و موارد دیگر(در مطلببعد نمونه ای از این چک لیست ها را ارائه خواهیم کرد).2. نمایش سایت به افراد معمولی

میتوانید سایت را به افراد مختلف که در زمینه طراحی وب سایت تخصصیندارند و کاربر معمولی هستند نمایش دهید و بخواهید که با سایت کار کنند تا کارآیی سایت را بررسی کنید هم از نظر عملیاتی و هم از نظر تجربه کاربری کهبسیار مهم میباشد.3. نمایش سایت به افراد متخصص

در پروژه های کوچک این کار ممکن است زیاد مقرون به صرفهنباشد زیرا باید به این افراد متخصص جهت بررسی سایتتان هزینه ای پرداخت کنید. ولی اگر پروژه طراحی سایتتان بزرگ و مهم است میتوانید باکمی هزینه بیشتر از افراد متخصص و خبره در این زمینه برای بررسی سایت طراحی شده کمک بگیرید.


همچنین اگر متن زیادی در وب سایت وجود دارد حتماً از یکنفر بخواهید که متن ها را از نظر غلط املایی و نگارشی چک کند.4. چک کردن کد و تأیید اعتبار

سرویس های بسیاری وجود دارند که از طریق آن ها میتوانیدکد سایت را چک کرده و از خطاهای احتمالی در HTML، CSS ویا جاوا اسکریپت مطلع شوید. نحوه انجام این کار به نوع ویرایشگری که استفاده میکنید بستگی دارد مثلSublime Text، Atom، Bracketsکه هر کدام تعدادی پلاگین برای اینکار دارند.
همچنین باید کد HTML و CSS خودرا در سرویس های تأیید اعتبار واردکرده و چک کنید. این سرویس ها تمام باگ ها و خطاها را نشان نمی دهند ولی باگ های اصلی و مهم را مشخص میکنند.

چاپ این مطلب

  آدمکش کور
ارسال کننده: fompack - 05-11-2017, 05:53 PM - انجمن: کافه کتاب - بدون پاسخ

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]آدمکش کور در سال ۲۰۰۰ توانست جایزه بوکر را نصیب مارگارت اتوود کند. او همچنین یکی از بنیان‌ گذاران بنیاد نویسندگان کانادا است؛ سازمانی غیرانتفاعی که برای تقویت جامعه نویسندگان کانادا می‌کوشد. در کنار خدمات بی‌ شمارش به ادبیات کانادا، او از متولیان بنیان‌گذاری جایزه شعر گریفین است. (+)[/font]
پشت جلد این کتاب آمده است:
نقل‌قول:
پا به پای سرنوشت خانواده ای که جنگ مستقیم و غیر مستقیم بر بادش می دهد، مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سوررئالیستی نشسته است. هر دو داستان در بزنگاهی با هم ترکیب می شوند و آدمکش کور را پدید می آورند؛ داستان کشندگانی که همان‌ قدر هولناکند که دوست داشتنی و همان قدر ظالمند که مظلوم.
[تصویر:  %D8%A2%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1-2.jpg]
داستان کتاب آدمکش کور
داستان این کتاب مربوط به زندگی یک خانواده است.
آیریس اکنون در سن ۸۰ سالگی ماجرای هرآنچه بر خودش و خوانواده اش گذشته را مرورد می کند. و این مرور خاطرات با خودکشی خواهش لارا چیس – یکی از شخصیت‌های اصلی – در جوانی آغاز می‌شود.
آیریس کودکی خود و لارا را به خاطر می‌آورد و پس از آن جوانی و ازدواجش با یک مرد ثروتمند تورنتویی که از آن با عنوان رابطه‌رای سرد و غیرعاشقانه یاد می‌ کند و…
در دل این داستان، راوی از کتابی می‌ گوید که لارا نوشته است و پس از مرگش توسط آیریس منتشر می‌ شود. این کتاب، [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]آدمکش کور نام دارد و داستانی است درباره‌ نویسنده‌ ای به نام آلکس توماس که روابط مبهمی با این دو خواهر دارد.[/font]
رفته رفته با نقل داستان‌ ها در دل یکدیگر واقعیت‌ هایی راجع به زندگی لارا و آیریس و نقش آلکس روشن می‌ شود و…
[تصویر:  20171022_103847.jpg]
درباره کتاب آدمکش کور
آدمکش کور برخلاف اسمی که دارد به هیچ وجه رمانی پلیسی یا جنایی نیست.

این رمان در ۱۵ بخش به دو داستان متفاوت اشاره می کند. داستان هایی که از کلیت آغاز می شود و رفته رفته نویسنده جزئیات را آشکار می کند.

در مورد این کتاب باید بگم که واقعا عجیب بود. وقتی کتاب را شروع می کنید، با یک داستان تقریبا مبهم روبه رو هستید که هیچ ایده ای در مورد آن ندارید. خود داستان و متن کتاب هم جذابیت خیره کننده ای ندارد که تشنه خواندن آن باشید. و در مقابل هم آنچنان خسته کننده نیست که کتاب را کنار بذارید.
همین روال ادامه دارد تا وقتی به وسط های کتاب می رسید، ناگهان احساس می کنید که شما هم در وسط این کتاب گیر کرده اید و دیگر به راحتی نمی توانید از آن کنار بذارید.

ترجمه آدمکش کور هم که توسط شهین آسایش صورت گرفته، ترجمه خوب و روانی است.
[تصویر:  %D8%A2%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1-1.jpg]
قسمت هایی از متن کتاب آدمکش کور
نقل‌قول:
ده روز بعد از تمام شدن جنگ، خواهرم لورا خود را با ماشین از روی پل به پایین پرت کرد. پل در دست تعمیر بود و لورا درست از روی علامت خطری گذشت که به همین خاطر آن جا نصب کرده بودند. ماشین شاخه های نوک درختان را که برگ های تازه داشتند شکست، بعد آتش گرفت، دور خود چرخید و به داخل نهر کم عمق دره ای افتاد که سی متر از سطح خیابان فاصله داشت. قطعه هایی از پل روی ماشین افتاد، و چیزی جز تکه های سوخته بدن لورا باقی نماند.
نقل‌قول:
بعد کشیش مدرسه دعا خواند، و برای خدا درباره خیلی از مشکلاتی که جوانان با آن روبه رو هستند حرف زد. مسلما شنیدن این حرف ها برای خدا تازگی ندارد و مثل بسیاری از ما حوصله اش از شنیدن مجدد آن سر می رود.
نقل‌قول:
چرا این‌قدر به نوشتن خاطراتمان علاقه‌مندیم؟ حتی وقتی که هنوز زنده‌ایم، می‌خواهیم وجودمان را، مانند سگ‌هایی که به شیر آتش‌نشانی می شاشند اثبات کنیم. عکس‌های قاب کرده‌مان را، دیپلم‌هایمان را، کاپ‌های روکش‌ نقره‌شده‌مان را به نمایش می‌گذاریم؛ حروف اول ناممان را روی ملافه‌هایمان می‌دوزیم، ناممان را روی تنه درختان حک می‌کنیم، یا با خط بد روی دیوارهای دستشویی می‌نویسیم. همه این‌ها زاییده یک احساس است: امید! یا به کلام ساده‌تر جلب توجه! حداقل در پی شاهدی هستیم. نمی‌توانیم تحمل کنیم صدایمان، مانند رادیویی که از کار می‌افتد، سرانجام ساکت شود.
نقل‌قول:
اگر دوست بد نداشته باشی به دوستان زیاد احتیاج نداری.
نقل‌قول:
تنها راه نوشتن حقیقت تصور هیچ وقت خوانده نشدن نوشته هایت است. نه توسط کسی، و نه حتی، مدتی بعد توسط خودت. در غیر این صورت بهانه تراشی را شروع می کنی.
نقل‌قول:
دیروز آن قدر خسته تر بودم که تمام مدت روی کاناپه دراز کشیدم و هیچ کاری نکردم. بنا به عادت گفتگوی روز تلویزیون را تماشا می کردم، که در آن اطلاعاتی را بدون ملاحظه آشکار می کردند. آشکار کردن بدون ملاحظه اطلاعات مد شده است: مردم اطلاعاتی درباره خود و دیگران آشکار می کنند. این کار را از فرط نگرانی و گناه، و به خاطر خوش آمد خودشان می کنند، ولی بیشتر به این دلیل که می خواهند خودشان را نشان دهند، و آدم های دیگر هم می خواهند تماشایشان کنند. من خود را از آن ها مستثنی نمی کنم: من هم از تماشای این گناهان کوچک زشت، این نابسامانی های کثیف خانوادگی، و این ضربه های روحی لذت می برم.
مشخصات کتاب
[list]
[*]کتاب آدمکش کور

[*]نویسنده: مارگارت اتوود

[*]ترجمه: شهین آسایش

[*]انتشارات: ققنوس

[*]تعداد صفحات: ۶۵۵

[*]قیمت چاپ هشتم – جلد سخت: ۴۲۰۰۰ تومان
[/list]

چاپ این مطلب

  دخترى در جنگ
ارسال کننده: fompack - 05-11-2017, 05:51 PM - انجمن: کافه کتاب - پاسخ (3)

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]دخترى در جنگ نوشته سارا نوویچ است که برنده جایزه الکس در سال ۲۰۱۶ شد و همچنین توانست نامزد دریافت بهترین کتاب سال ۲۰۱۵ نشریه لس آنجلس تایمز شود.[/font]
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]آنا یوریچ در بیست سالگى سعى میکند گذشته ى تلخش را به فراموشى بسپرد. اما کابوس ها در خواب و بیدارى امانش را بریده اند. آنا چاره اى ندارد جز اینکه به واکاوى اتفاقات تلخى بپردازد که در دهه ى اول زندگیش رخ داده اند. از این رو راهى زاگرب مى شود…[/font]
دخترى در جنگ شاید عنوان جامعى براى رمانى به این تلخى نباشد، شاید نویسنده خواسته تمام درد و رنج کتاب را در همان لغت شومِ عنوان بگنجاند؛ جنگ!
از سویى این لغت به اندازه ى تمام تلخى ها تلخ و از همه ى سیاهى ها سیاه تر است و از سویى دیگر نمیتوان آن همه تلخى و سیاهى را در سه حرف گنجاند.
تا پیش از این درباره ى جنگ بوسنى و هرزگوین بسیار کم خوانده و شنیده بودم. اطلاعاتم در مورد جنگى که هم دهه با دوران کودکى ام بود، خلاصه مى شد در صحبت بزرگترها پیرامون نسل کشى مسلمانان.
[تصویر:  photo_2017-10-16_23-30-33.jpg]
رمان دختری در جنگ
بعد از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و جنگ سرد، یوگسلاوى سابق که بخشى از شوروى به حساب مى آمد، درگیر جنگ هاى داخلى شد. صرب ها، خواستار به رسمیت شناخته شدن دولت خود و یکپارچگى بودند. از این رو کشتار کروات ها شروع شد.
در تاریخ آمده که جنگ بوسنى پس از کشتار یهودیان در جنگ جهانى دوم، عنوان بزرگترین نسل کشى را به خود اختصاص داده است.
روایت داستان کتاب دخترى در جنگ در فصل اول، آنا را در ده سالگى به تصویر مى کشد. آن هنگام که شادمانه در میان کوچه هاى زاگرب مى دود و با همسالانش بازى مى کند. اندکى بعد ابرهاى تیره سر مى رسند و ناآرامى ها آغاز مى شوند. شهر رنگ و بوى آتش و دود و خون به خود مى گیرد. همسالان و دوستان آنا دیگر خوشحال نیستند، آنها نسل سوخته ى جنگند. گرسنگى، ترس، ناامیدى و گاه یتیمى مجالى براى دنیاى پاک کودکانه شان نمى گذارد. آنا هم از این قاعده مستثنى نیست.
فصل دوم اما، همانگاه که انتظار دارى ببینى چه بر سر آناى ده ساله آمد، نوار قیچى مى خورد و میرود به بیست سالگى آنا در کشورى بسیار دورتر از کرواسى، به ایالت متحده. اما اثرات جنگ هنوز بر پیکره ى روان آنا خودنمایى میکند. کابوس ها در خواب و بیدارى زندگى را برایش تلخ کرده اند. تصمیم میگیرد به کشورش برگردد، کشورى که حالا از پس ناآرامى ها، آرام آرام سر بلند مى کند و جسم دردناکش را مرهم مى نهد.
آنا به دنبال نشانه ها مى رود. از دوست دوران کودکى اش خبر مى گیرد. به دنبال گور دسته جمعى اى که پدر و مادرش در آن دفن شده اند مى گردد. خاطره ها را باز مى یابد تا شاید روانش را آرام کنند.
[تصویر:  photo_2017-10-16_23-30-27.jpg]
دخترى در جنگ شاید روایتى بود از دخترى که با گذشته ى خود در ستیز است. دخترى که توان درک از دست دادن همه ى داشته هایش را ندارد و به انکار مى پردازد. دخترى که مى بایست به همه ى کابوس هایش سرک بکشد تا شاید زخم هاى روحش، التیام یابند.

جنگ خراش بزرگى بر پیکره ى جهان هستى فرود مى آورد. چه آنان که در جنگ بوده اند و تلخى ها را تجربه کرده اند، و چه کسانى که از جنگ گفته و شنیده اند از دردهاى این خراش بزرگ بى نصیب نمى مانند.
قسمت هایی از متن کتاب دختری در جنگ
نقل‌قول:
اوایل آدم ها با حسى مابین دلسوزى و فضولى در مورد جنگ مى پرسیدند و من هم خیلى صاف و صادق چیزهایى را که دیده بودم براى آن ها تعریف مى کردم. اما این توصیفات، سبب مى شد نگاهى معذب به من بیاندازند، انگار که منتظر بودند حرفم را پس بگیرم و بگویم جنگ یا نسل کشى اصلا هم اتفاق مهمى نبوده است. معمولا اظهار همدردى مى کردند و بعد از کمى این دست و آن دست کردن مودبانه، بهانه اى جور مى کردند تا صحبت را به پایان برسانند.
[تصویر:  photo_2017-10-16_23-30-37.jpg]
نقل‌قول:
این سال ها اعتقادم به سازمان ملل را از دست داده بودم. مداخله ى این سازمان در کشورم و دیگر نقاط دنیا، در بهترین حالت خودش، بیش از تلاشى نیم بند نبود. با وجود این که فکر مى کردم هرچند اجتماع این همه کشور در کنار یکدیگر شاید موثر باشد، اما در نهایت کل این ساختمان چیزى بیش از یک ژست خودنمایانه محسوب نمى شد.
نقل‌قول:
انگشتانش را روى عطف یکى از کتاب ها مى کشید. انگار که مشغول خواندن خط بریل بود یا دستان کسى را که عاشقانه دوستش داشت، نوازش مى کرد.
نقل‌قول:
موسیقى مانند دسر است؛ بدون آن هم مى شد سر کرد، اما شاید دیگر زندگى لطفى نداشته باشد.
نقل‌قول:
همیشه فکر مى کردم تمام زبان هاى دنیا مانند رمز هستند، به محض اینکه الفباى یک زبان دیگر را فرا گرفتید دیگر خواهید توانست کلمات را به زبان خودتان، به زبانى قابل فهم مبدل سازید. فکر مى کردم نهایت تفاوت آدم ها در همین خلاصه مى شود. اما شتک هاى خون روى لباس هاى اجساد داخل گودال، شبیه طرحى از الفبایى مرموز شده بود که باعث شد ناگهان تمامى تفاوت ها را درک کنم. درک کردم چگونه یک خانواده از هم مى پاشد و خانواده اى دیگر به زندگى خود ادامه مى دهد. درک کردم فرق بین صرب ها و کروات ها، بسیار عمیق ار از تفاوت آنها در شیوه ى نوشتن کلمات است.
مشخصات کتاب
[list]
[*]کتاب دخترى در جنگ
[*]نویسنده: سارا نوویچ
[*]ترجمه: هانیه رجبى
[*]انتشارات: شمشاد
[*]تعداد صفحات: ۳۴۴
[*]قیمت: ۲۰۰۰۰ تومان
[/list]

چاپ این مطلب

  مرگ قسطی
ارسال کننده: fompack - 05-11-2017, 05:49 PM - انجمن: کافه کتاب - پاسخ (3)

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]مرگ قسطی دومین رمان لویی فردینان سلین، نویسنده بزرگ فرانسوی در سال ۱۹۳۶ منتشر شده است. او اولین رمان خود – کتاب سفر به انتهای شب – را در ۳۸ سالگی در ۱۹۳۲نوشت که جامعه ی ادبی را انگشت به دهان کرد.[/font]



[font=iran, Tahoma, sans-serif][font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]آنچه سلین ترسیم می کند واقعیت نیست، وهم و هذیانی است که واقعیت برمی انگیزد
. – اندره ژید[/font]
[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif]در قسمتی از متن پشت جلد کتاب آمده است:
[/font]


از زمان جنگ تا حالا جنون همینطور در تعقیبم بوده، یک بند به مدت بیست و دو سال. معرکه است. هزار جور سر و صدا و قشقرق و هیاهو را روم امتحان کرده. اما من از خودش هم سریع تر هذیان بافته ام. رویش را کم کرده ام.

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif][تصویر:  52986.jpg]درباره مرگ قسطی
سلین زندگی پر فراز و نشیبی داشته که توصیه می کنم حتما در موردش بخوانید.
قبل از هر چیزی میخوام رازهایی را در مورد کتابهای سلین به شما بگم:[/font]

[list]
[*]کتابهای سلین رو هرگز به عنوان اولین رمان برای خوندن انتخاب نکنین، چون ممکنه کلاً از خوندن رمان بلند پشیمون بشین!
[*]هرگز در ۵۰ یا ۷۰ صفحه اول در مورد کتاب قضاوت نکنید و رهاش نکنین. این صفحات را شاید باید دوبار خواند تا فهمید برای من که سه بار بود اما اگر هم نخوندید مهم نیست چون اصل رمان تازه از صفحه ۶۰ شروع میشه و تا پایان ادامه پیدا می کنه و کاملا مرتب و بهم پیوسته و خوب نوشته شده است.
[*]کتابهای سلین رو هرگز با عجله و بی حوصله نخوانید، چراکه هم لذت یک کتاب عالی رو از دست میدید و هم سر رشته ماجرا را از دست میدید. چون بدون شک کتابهای سلین، کتابهای روان و ساده ای نیستن و این امر با وجود ترجمه بسیار خوب مهدی سحابی هم برطرف نشده است.
[/list]
[font=iran, Tahoma, sans-serif][تصویر:  21984843_1432811473421072_4652453366964682752_n.jpg]
کتاب مرگ قسطی[/font]

در مرگ قسطی با یک رمان ۷۲۴ صفحه ای روبه رو هستیم که ۶۰ صفحه اول شاید از هم گسیخته و از یک شاخه به شاخه ای دیگر پریدن نویسنده به نظر بیاید.

در ۶۰ صفحه اول نویسنده دردل می کند و از حرفه اش – که پزشکی است – از گوستن سابایو که او هم پزشک است و هم پسر خاله اش، از منشی پیرش از خواهرزاده منشیش و همچنین از مادرش و از رمان افسانه واری که گمشده، شکایت می کند.

در این ۶۰ صفحه گاهی چند پاراگراف مرتب و مربوط بهم داریم و گاه چند صفحه به ریخته و هذیان وار.



[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]قطعا ترجمه عالی و خوب مترجم فقید مهدی سحابی، در هر چه بهتر درک شدن این رمان تاثیر بسزایی دارد.[/font]

از صفحه ۶۱ به بعد با [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]داستان کودکی فردینان – شخصیت اصلی کتاب – طرف هستیم که بی شباهت با زندگی خود سلین نیست و چه بسا اتوبیوگرافی خود سلین است.[/font]



[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]تعابیر نویسنده در توصیف مادر، مادربزرگ و مخصوصاً پدرش از فراموش نشدنی ترین بخشهای کتاب مرگ قسطی به حساب می آید. انگار فردینان و پدرش یک جورایی در حال مبارزه هستند و در یک سوم ابتدایی شاهد مبارزه واقعیشان نیز خواهیم بود.[/font]


[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]در این کتاب سلین زندگی را تحلیل می کند. می گوید همه انسانها زندگی می کنند تا بمیرند. گریزی از مرگ نیست و این زمان است که انسان را به مرگ نزدیک می کند. با این حال نوشته های او با این همه تلخی و گزندگی از چنان طنز قوی برخوردارند که خواننده ای را که  سخت غرق در خشونت متن است را دچار خنده ای تلخ می کند.[/font]


[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]ژان پل سارتر معتقد است که سلین عادت به در افتادن با شر در عین پشت کردن به خیر دارد.[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif][تصویر:  20171001_093215.jpg]
قسمت هایی از متن کتاب مرگ قسطی[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کار ما، طبابت، کار پدر درآری ست. شب که می شود او هم رُسش کشیده ست. تقریبا همه سوالهایی می کنند که آدم را خسته می کند. چه فایده که تر و فرز کار کنی، چون باید بیست بار همه جزئیات نسخه را شرح بدهی.لذت می برند از این که آدم را به حرف بکشند، جان آدم را به لبش برسانند… هر توصیه و سفارشی که به اشان بکنی گوش نمی دهند، عین خیالشان نیست. اما می ترسند که مبادا به اندازه کافی براشان زحمت نکشی، برای اطمینان بیشتر پافشاری می کنند؛ بله بادکش، رادیولوژی، آزمایش خون… دست مالی و معاینه از بالا تا پائین… اندازه گیری همه چیز… فشار خون و از این مزخرف ها…[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]گوستن میگفت: «میتونی گاه به گاهی چیزهای خوب و خوشایند تعریف کنی… زندگی همیشه هم نکبت نیست.»[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]مادرم میز را می چید. یک بشقاب از دستش می افتاد. پدرم عصبانی می شد، خیز بر می داشت که کمکش کند. آشپزخانه آن قدر کوچک بود که هی می خوردیم این ور و آن ور. برای آدم عصبی ای مثل بابام جا نداشت…[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]روی سنگفرش های کت و کلفت، مادرم دستم را می گرفت و می کشید تا ازش عقب نمانم… آن قدر عجله داشتیم که من توی همان شلوارم خودم را سبک می کردم. اصلاٌ من تا سربازی همیشه کونم گهی بود، بس که همه جوانیم عجله داشتم.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]پدرم مرد تنومند موبوری بود، برای هیچ و پوچ از کوره در می رفت، یک دماغ گرد مثل بچه شیر خوره و سبیل خیلی کلفتی داشت… فقط گرفتاری ها و بدبختی ها یادش می ماند که صد تا صد تا هم سرش آمده بود. وحشتناک ترین چیزها را پیش خودش مجسم می کرد… با چیزهایی که توی کله اش بود می شد بیست تا تیمارستان را پر کرد.   [/font]

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]مشخصات کتاب[/font]
[list]
[*]کتاب مرگ قسطی
[*]نویسنده: لویی فردینان سلین
[*]ترجمه: مهدی سحابی
[*]انتشارات: مرکز
[*]تعداد صفحات: ۷۲۴
[*]قیمت چاپ سیزدهم: ۴۵۸۰۰ تومان
[/list]

چاپ این مطلب

  پس از تو
ارسال کننده: fompack - 05-11-2017, 05:48 PM - انجمن: کافه کتاب - پاسخ (2)

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]پس از تو ادامه کتاب من پیش از تو است.[/font]

⛔️ [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]توجه: اگر کتاب من پیش از تو را نخوانده اید، ممکن است مطالعه این مطلب برخی از ماجراها و قسمت های کتاب من پیش از تو را آشکار کند.[/font]

✔️ کتاب من پیش از تو به ماجرای زندگی لوئیزا کلارک [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]قبل از اینکه ویل ترینر به زندگی او وارد شود اشاره می کند. در واقع در قسمت عمده این کتاب “لو“ زندگی خودش را داشت و تحت تاثیر ویل زندگی نمی کرد. اما در اواخر کتاب لو به کلی عاشق ویل شده بود.[/font]



» اما کتاب پس از تو به داستان زندگی لو [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]بعد از اینکه ویل از دنیا می رود اشاره می کند.[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif][تصویر:  %DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB...8%B2-8.jpg]
داستان کتاب پس از تو
[/font]
کتاب دوم هم مانند کتاب اول با یک حادثه شروع می شود. حادثه ای که داستان کتاب “[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]پس از تو” بر آن سوار است.[/font]



لوئیزا بعد از مرگ ویل اکنون به لندن آمده است و در آپارتمانی زندگی می کند که با پول ویل خریده است. پولی که ویل برای او گذاشته بود تا زندگی خود را تغییر دهد.


✔️ لو در کافه فرودگاه مشغول به کار است و مدام درگیر خاطرات ویل است، در ذهن خود با او گفتگو می کند و هنوز آن زندگی را که ویل از او خواسته بود در پیش نگرفته است. داستان کتاب با ملایمت پیش می رود تا اینکه اتفاق عجیبی در زندگی لوئیزا رخ می دهد. اتفاقی که زندگی او را به حاشیه می برد و این اتفاق [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]شروع داستان کتاب پس از تو است.[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif][تصویر:  %DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB...B2-1-1.jpg]
درباره کتاب پس از تو
این کتاب، بسیار بسیار متفاوت تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.
در کتاب من پیش از تو [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]ویل مدام به لو می گفت که برای زندگی خود نقشه های خوب بریزد و زندگی متفاوتی را تجربه کند.[/font]
قسمت هایی از کتاب من پیش از تو که به همین موضوع اشاره می کرد:[/font]


[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]  ” – نگو شاید. کلارک باید روزی از این جا بروی. به من قول بده که باقی عمرت را توی این خراب شده نمانی.”[/font]


[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]  ” – اصلا نمی توانم فکرش را بکنم که تو همه ی عمرت را این جا بمانی.”[/font]


[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]  ” – آدم فقط یک بار دنیا می آید. واقعا وظیفه داری حتی الامکان بهترین زندگی را در پیش بگیری.”[/font]


[font=iran, Tahoma, sans-serif][font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]  ” – 
به تو نمی گویم از ساختمان چندطبقه بپر پایین یا کنار نهنگ ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی ات شجاعت به خرج بده.”[/font]
[/font]

[تصویر:  %DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB...8%B2-2.jpg]

اما اتفاقات کتاب به نحوی جلو می رود که به لو فرصت یک زندگی ماجراجویانه را نمی دهد. به علاوه خود لو هم نمی داند با زندگی اش چیکار کند. و همین باعث می شود که این کتاب مقداری خسته کننده باشد.



من به شخصه کتاب قبلی را بیشتر دوست داشتم، چرا که در آن کتاب هدف مشخص بود. شخصیت ها انگیزه های درست داشتند و داستان کتاب به خوبی پیش می رفت. اما در این کتاب هدف مشخصی وجود ندارد، بیشتر شخصیت ها سرگردان هستند و نمی دانند می خواهند با زندگی خود چیکار کنند.



در یک سوم پایانی، کتاب رفته رفته بهتر می شود و داستان انسجام بیشتری به خودش می گیرد. اما در کل این کتاب را بهتر از [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کتاب من پیش از تو نمی دانم.[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif]ترجمه این کتاب هم، مانند کتاب قبل بسیار خوب و روان بود.


[/font]
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]دیگر کتاب های جوجو مویز با ترجمه مریم مفتاحی از انتشارات آموت[/font]

من پیش از تو

یک بعلاوه یک

میوه خارجی

[font=iran, Tahoma, sans-serif][تصویر:  %DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB...8%B2-7.jpg]
قسمت هایی از متن کتاب پس از تو
[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]روی پشت بام می ایستم و به تاریکی سوسو زن لندن در زیر پایم نگاه می کنم. این همه آدم در اطرافم زندگی می کنند، نفس می کشند، غذا می خورند، حرف می زنند. میلیون ها نفر که زندگی شان کاملاً از زندگی من جداست. چه آرامش و نظم عمومی  غریبی![/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]می خوام بگویم نمی توانم برگردم به استورتفیلد و برایشان دوباره همان دختر شوم. همان دختری که مجبور است نارضایتی مادرش را حس کند که با همه ی وجودش تلاش می کند کسی نفهمد ناراضی است، و عزم راسخ و سرخوش پدرش را که ” همه چیز رو به راه است، اوضاع خوب است”. طوری یک سره این حرف را تکرار می کند که انگار با گفتنش اوضاع واقعاً روبه راه می شود. نمی خواهم هر روز از جلوی خانه ی ویل رد شوم و به چیزی فکر کنم که روزی بخشی از آن بوده ام و به چیزی که همیشه آن جا وجود خواهد داشت.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]بعد از مرگ ویل، اولین بار است که در این نه ماه به گذشته فکر می کنم، یک جورایی گیج و بهت زده هستم. مستقیم به پاریس رفته بودم و دیگر به خانه بازنگشتم. سرمت از حس آزادی و اشتیاقی که ویل در وجودم به جوشش در آورده بود.[/font]

[تصویر:  20170416_103850.jpg]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]من بهتر از هر کسی می دانستم  چهره ای که آدم ها انتخاب می کنند تا از خودشان به دنیا ارائه کنند، با آن چه در اصل هستند بسیار فرق می کند. می دانستم رنج و اندوه می تواند شما را به رفتارهایی وادارد که حتی نمی توانید کمترین درکی از آن ها داشته باشید.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]حسی که با خواندن اخبار صفحه ی حوادث به من دست می داد، این بود که با آن ها احساس نزدیکی می کردم، من زخم خورده بودم و دنیای اطرافم این را می دانست، و بدتر این که خودم هم به تدریج به آن واقف شدم.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]گاهی ما آدم ها در اوج غم و اندوه با هر بدبختی که هست روزگار را می گذرانیم و دوست نداریم نزد دیگران اعتراف کنیم که چه قدر در نوسان روحی قرار داریم و غرق در اندوه هستیم.[/font]

[تصویر:  20170416_103943.jpg]


نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]چه فایده ای دارد که آدم بخواهد دائم رنج و اندوهش را بازنگری کند؟ مثل این بود که یکسره با یک زخم وربروی و نگذاری التیام پیدا کند. من می دانم چه بخشی از آن بودم، می دانم چه نقشی در آن داشتم. پس چه فایده ای دارد که بخواهم دائم گذشته را مرور و جزئیاتش را بررسی کنم؟[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]می توانم بگویم از زندگی خودم تقریبا راضی بودم. این قدر در جمع هایی بودم بفهمم باید از شادی های کوچک زندگی هم خوشحال بود. سلامت بودم. دوباره خانواده ام را داشتم. کار می کردم. اگر هنوز با مرگ ویل کنار نیامده بودم، دست کم حس می کردم کم کم دارم از زیر سایه اش بیرون می آیم.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]حس می کردم توی پیله ی کوچکی قرار دارم، اما باید اعتراف کنم پیله ای که یک فیل عظیم و تنومند در کنجش چمباتمه زده بود… اما دنیای بیرون، مثل موجی پیش رونده، با سرسختی تمام، آرام آرام خودش را تحمیل می کرد.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]وقتی عزیزی را از دست می دهیم، کسی که عاشقش هستیم، ظاهرا دیگر توان برنامه ریزی نداریم. گاهی افراد حس می کنند دیگه هیچ اعتمادی به آینده ندارند، گاهی هم خرافاتی می شوند.[/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]لو: آیونا کی بود؟ دوست دختر قبلی ات.
سام: توی آژانس مسافرتی کار می کرد. دختر خوبی بود.
لو: ولی تو که عاشقش نبودی.
سام: چرا می پرسی؟!
لو: هیچ کس در مورد دختری که عاشقش بوده اینجوری اظهار نظر نمیکند. معنی حرفت این است میشود باز هم با بقیه دوست باشیم.[/font]

[font=iran, Tahoma, sans-serif][font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]✔️ مشخصات کتاب
[/font]
[/font]
[list]
[*]کتاب پس از تو
[*]نویسنده: جوجو مویز
[*]ترجمه: مریم مفتاحی
[*]انتشارات: آموت
[*]تعداد صفحات: ۵۴۴
[*]قیمت: ۳۶۵۰۰ تومان
[/list]

چاپ این مطلب

  کتاب ملت عشق
ارسال کننده: fompack - 05-11-2017, 05:46 PM - انجمن: کافه کتاب - پاسخ (1)

[تصویر:  28502-770x480.jpg]
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کتاب ملت عشق عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورده است.[/font]

این کتاب در ایران هم با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند.
در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است:

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]مولانا خودش را «خاموش» می نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی اش، چیستی اش، حتی هوایی که تنفس می کند چیزی نیست جز کلمه ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می شود که خودش را «خاموش» بنامد؟[/font]

اولین جملاتی که از این کتاب می خوانید نیز چنین است:

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا بیرونش هستی، در حسرتش…[/font]

[img=700x0]http://kafebook.ir/wp-content/uploads/2017/08/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-1.jpg[/img]
داستان کتاب ملت عشق
این کتاب در واقع [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]دو رمان است که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده است. دو رمان که موازی هم جلو می رود. یکی در سال ۲۰۰۸ در آمریکا اتفاق می افتد و دیگری در قرن هفتم در قونیه.[/font]

ماجرا مربوط به زنی به نام [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]اللا است که در بوستون آمریکا زندگی می کند. رابطه او با خانواده اش چندان خوب نیست و رابطه زناشویی اش در حال فروپاشی می باشد.[/font]
در این میان اللا، کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا می کند. او می بایست رمانی را که به او داده شده است را بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا می دهند، رمان [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]ملت عشق است.[/font]


✔️ داستان [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کتاب ملت عشق از یک سو ماجرای زندگی اللا است و از سوی دیگر ماجرای کتابی است که به اللا داده شده است، یعنی رمان ملت عشق.[/font]

ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق مولانا و شمس تبریزی است.
در این بین اللا با نویسنده رمان ملت عشق یعنی [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]عزیز ز. زاهارا از طریق ایمیل ارتباط برقرار می کند و…[/font]
[تصویر:  %D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-1.jpg][img=700x0]http://kafebook.ir/wp-content/uploads/2017/08/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-2.jpg[/img]
درباره کتاب ملت عشق
ملت عشق واقعا کتاب فوق العاده عالی و لذت بخشی است و من بی نهایت از خواندن آن لذت بردم. هنگام مطالعه واقعا حس خوبی داشتم. به همه دوستان پیشنهاد می کنم این کتاب رو مطالعه کنند و لذت ببرند.

[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]این کتاب در مورد عشق است. عشقی عمیق و خالص.[/font]

در ابتدا، کتاب با داستان زندگی اللا شروع می شود ولی بعد وارد رمان ملت عشق در قرن هفتم می شود و داستان کتاب، مدام در حال و در قرن هفتم روایت می شود.
هنگامی که داستان شمس تبریزی در رمان ملت عشق را می خوانید شیفته آن می شوید. احساس خوبی به شما دست می دهد و دلتان نمی خواهد کتاب را کنار بذارید. اما وقتی در اوج لذت بردن از داستان قرن هفتم هستید، نویسنده دوباره به ماجرای اللا برمیگردد و این ممکن است یک مقدار لذت شما از کتاب را کم کند و شاید حتی باعث عصبانیت شما شود. (دست کم باعث شد که من خیلی عصبی بشم، ماجراهای شمس بسیار خواندنی و لذت بخش بودند و دلم می خواهد پشت سر هم آن ها را بخوانم اما یک دفعه کتاب به بوستون و زندگی اللا برمی گشت.)

آن چه که در این رمان بسیار چشم گیر و جذاب است نحوه تغییر زاویه دید است. [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کتاب مدام از زاویه دید افراد مختلف روایت می شود.[/font]
حدود [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]۱۸ نفر، اتفاقات را شرح می دهند.[/font]
در کتاب از زاویه دید اول شخص و سوم شخص استفاده شده است که جذابیت مطالب را دو چندان می کند. گاهی مطالب از دید شمس بیان می شود گاهی از دید مولانا، گاهی از دید گل کویر و گاهی از دید متعصب و…

به شخصه وقتی کتاب را می خواندم دوست داشتم قسمت هایی که مولانا داستان را تعریف می کند بیشتر باشد اما چنین نبود و فقط در بعضی مواقع داستان از دید مولانا نقل میشد.

ترجمه این کتاب هم یک [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]ترجمه عالی و بسیار روان است که هیچ ایرادی ندارد.[/font]
[img=700x0]http://kafebook.ir/wp-content/uploads/2017/08/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-5.jpg[/img]
قسمت هایی از متن کتاب ملت عشق
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم. هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر می بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]پیمودن راه حـق کار دل است، نه کار عـقل. راهنمایت همیشه  دلـت باشد، نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی  باش که به نـفـس خـود آگاهـند، نه از کسـانی که نــفــس خـــود را نـادیــده مـی گیـرند.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سـطح اول معـنای ظـاهـــری است. بعدی مـعـنـای  بـاطــــنـــی است. ســومـی بــطـــنِ بـــطـــن است. سطح چــهارم چنان عـــمــیق است که در وصـــف نـــمــی گـــنـجــد.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]صفات خدارا میتوانی در هر ذره کائنات بیابی چون او نه در مسجد و کلیساو دیر و صومعه،بلکه هر آن همه جاهست همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد هرکه او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.[/font]
[img=700x0]http://kafebook.ir/wp-content/uploads/2017/01/18380969_431272643932316_6451219665195630592_n.jpg[/img]
[تصویر:  %D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-5.jpg]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]دوست داشتن خداوندی که هیچ ‌نقصی در او ‌راه ندارد، سهل است. آنچه سخت است، دوست داشتن انسان های فانی است با همه ی خطا و ثوابشان. فراموش مکن آدمی هر چیزی را به اندازه ای می فهمد که نسبت به آن عشق دارد! پس تا زمانی که برای دیگران از صمیم قلب آغوش نگشایی و بخاطر خالق، مخلوق را دوست نداشته باشی، نه می توانی چنان که شایسته است بفهمی و ‌نه به شکلی لایق دوست بداری..![/font]

نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]? تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]هیچ گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشا می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیاد بها نده. راستش، در دیار عشق زبان حکم نمی راند. عاشق بی زبان است.[/font]
نقل‌قول:
[font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته. نپرس که آیا باید در پی عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال  آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی در آتشش، یا بیرونش هستی در حسرتش.[/font]
✔️ مشخصات کتاب
[list]
[*][font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]کتاب ملت عشق[/font]
[*]نویسنده: [font=iran-bold, Tahoma, sans-serif]الیف شافاک[/font]
[*]مترجم: ارسلان فصیحی
[*]انتشارات: ققنوس
[*]تعداد صفحات: ۵۱۱
[*]قیمت چاپ نوزدهم: ۳۳۰۰۰ تومان
[/list]

چاپ این مطلب

صفحه‌ها (6179): « قبلی 1 … 5640 5641 5642 5643 5644 … 6179 بعدی »
پرش به صفحه 
  • تیم انجمن
  • صفحه‌ی تماس
  • تالار کیش تک / kishtech forum
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • نشانه‌گذاری تمامی انجمن‌ها به عنوان خوانده شده
  • پیوند سایتی RSS
زمان کنونی: 27-01-2026، 10:20 AM Persian Translation by MyBBIran.com - Ver: 6.5
Powered by MyBB, © 2002-2026 MyBB Group.