09-09-2020, 12:25 PM
(آخرین ویرایش: 12-09-2020, 09:47 PM، توسط فرحناز فرشباف شهیر.)
پردیس فناوری کیش_طرح مشاوره متخصصین صنعت ومدیریت_دپارتمان زبانهای خارجی http://kishindustry.com
The Architect
The Architect
One Sunday, an architect visited Seoul, Korea. He was there for a conference but had all
Sunday to explore the city. He decided to take a taxi around the city and see lots of sites.
He paid the taxi driver $100 and said, “Take me around Seoul and show me all the sites”
The taxi driver was very happy for the business and started driving. Immediately, they saw a
big, beautiful palace.
The architect said in a loud voice (for he was from Texas). “What is the building?”
The taxi driver said, “That is Gyeongbokgung. It took almost 20 years to build!
“Ah, that’s nothing” replied the American. “We could build that in a year in America.
The driver continued driving. Suddenly the Texan saw a large domed building. He asked,
“What building is that?” The taxi driver said, “That is the National Assembly, it is the largest
in Asia.”
The architect replied, “Ah, that’s nothing. Back home, we could build that in a few weeks!”
The taxi driver continued driving. They passed a very high, gold building which shimmered
in the sun. The architect jumped up in his seat and screamed, “Oh my god! What building is
that?”
The taxi driver looked back at him and shook his head.
He said, “I DON’T KNOW. IT WASN’T THERE THIS MORNING!
معمار
در یک روز یکشنبه ،یه معمار از سئول ، کره دیدن کرد.او برای یه کنفرانس اونجا بود ولی همه ی یکشنبه رو برای سیاحت توی شهر گذاشته بود.تصمیم گرفت یه تاکسی اطراف شهر بگیره و جاهای زیادی رو ببینه.به راننده تاکسی 100 دلار داد و گفت : من و اطراف سئول ببر و همه جا رو نشونم بده.
راننده تاکسی برای کار خیلی خوشحال بود و شروع به رانندگی کرد.بلافاصله ، یه کاخ زیبا دیدن.
معمار با صدای بلند گفت (چون اون اهل تگزاس بود) : این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی گفت : اون کاخ گیونگ بوک گانگ هست.ساختش تقریبا 20 سال طول کشید.
مرد آمریکایی جواب داد : اه،این که چیزی نیست. ما می تونیم اینو در عرض 1 سال تو آمریکا بسازیم.
راننده به رانندگیش ادامه داد. ناگهان یه ساختمون گنبددار دید .
پرسید : این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی گفت : این ساختمونه مجلس شورای ملیه، بزرگترین ساختمون توی آسیاست.
معمار جواب داد : این که چیزی نیست. برگردم خونه ،می تونیم توی چن هفته بسازیمش.
راننده تاکسی به رانندگی ادامه داد . اونها از یه ساختمون خیلی بلند و طلایی که تو آفتاب سوسو می زد رد شدند . معمار از جاش پرید و با صدای بلند گفت : اوه خدای من ! این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی برگشت به معمار نگاه کرد و سرش و تکون داد و گفت : نمی دونم .امروز صبح اینجا نبود !
The Architect
The Architect
One Sunday, an architect visited Seoul, Korea. He was there for a conference but had all
Sunday to explore the city. He decided to take a taxi around the city and see lots of sites.
He paid the taxi driver $100 and said, “Take me around Seoul and show me all the sites”
The taxi driver was very happy for the business and started driving. Immediately, they saw a
big, beautiful palace.
The architect said in a loud voice (for he was from Texas). “What is the building?”
The taxi driver said, “That is Gyeongbokgung. It took almost 20 years to build!
“Ah, that’s nothing” replied the American. “We could build that in a year in America.
The driver continued driving. Suddenly the Texan saw a large domed building. He asked,
“What building is that?” The taxi driver said, “That is the National Assembly, it is the largest
in Asia.”
The architect replied, “Ah, that’s nothing. Back home, we could build that in a few weeks!”
The taxi driver continued driving. They passed a very high, gold building which shimmered
in the sun. The architect jumped up in his seat and screamed, “Oh my god! What building is
that?”
The taxi driver looked back at him and shook his head.
He said, “I DON’T KNOW. IT WASN’T THERE THIS MORNING!
معمار
در یک روز یکشنبه ،یه معمار از سئول ، کره دیدن کرد.او برای یه کنفرانس اونجا بود ولی همه ی یکشنبه رو برای سیاحت توی شهر گذاشته بود.تصمیم گرفت یه تاکسی اطراف شهر بگیره و جاهای زیادی رو ببینه.به راننده تاکسی 100 دلار داد و گفت : من و اطراف سئول ببر و همه جا رو نشونم بده.
راننده تاکسی برای کار خیلی خوشحال بود و شروع به رانندگی کرد.بلافاصله ، یه کاخ زیبا دیدن.
معمار با صدای بلند گفت (چون اون اهل تگزاس بود) : این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی گفت : اون کاخ گیونگ بوک گانگ هست.ساختش تقریبا 20 سال طول کشید.
مرد آمریکایی جواب داد : اه،این که چیزی نیست. ما می تونیم اینو در عرض 1 سال تو آمریکا بسازیم.
راننده به رانندگیش ادامه داد. ناگهان یه ساختمون گنبددار دید .
پرسید : این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی گفت : این ساختمونه مجلس شورای ملیه، بزرگترین ساختمون توی آسیاست.
معمار جواب داد : این که چیزی نیست. برگردم خونه ،می تونیم توی چن هفته بسازیمش.
راننده تاکسی به رانندگی ادامه داد . اونها از یه ساختمون خیلی بلند و طلایی که تو آفتاب سوسو می زد رد شدند . معمار از جاش پرید و با صدای بلند گفت : اوه خدای من ! این چه ساختمونیه ؟
راننده تاکسی برگشت به معمار نگاه کرد و سرش و تکون داد و گفت : نمی دونم .امروز صبح اینجا نبود !