<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگوی کیش تک/ kishtech forum - نویسندگان و استادان]]></title>
		<link>http://forum.kishtech.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگوی کیش تک/ kishtech forum - http://forum.kishtech.ir]]></description>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 15:55:59 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[به بهانه ۲۹ و ۳۱ خرداد]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=31733</link>
			<pubDate>Wed, 19 Jun 2019 13:50:12 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=1">admin</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=31733</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: xx-large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font">نوشته شهید چمران در رثای دکتر علی شریعتی</span></span></span><br />
<br />
<br />
<span style="color: #281e1e;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font">بیست‌ونهم خرداد، سالروز درگذشت علی شریعتی است.شهید چمران، متأثر از درگذشت این متفکر و ادیب سبزواری، در مراسم خاکسپاری او، نامه‌ای خطاب به وی می‌خواند که نشان از وسعت دید و عمق روح شریعتی در زمان حیاتش دارد.</span></span></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">به گزارش <span style="color: #c0392b;" class="mycode_color">باشگاه خبرنگاران پویا</span>،  بیست‌ونهم خرداد، سالروز درگذشت علی شریعتی است. او که از چهره‌های ادبی موفق انقلاب بود، تأثیری عمیق بر روح ادبی انقلاب گذاشت. کتاب‌های او پس از سال‌ها همچنان مخاطبان خود را دارند و اندیشه‌های انقلابی او، هرگز غبار زمان نگرفته‌اند. شهید چمران، متأثر از درگذشت این متفکر و ادیب سبزواری، در مراسم خاکسپاری او، نامه‌ای خطاب به وی می‌خواند که نشان از وسعت دید و عمق روح شریعتی در زمان حیاتش دارد. دکتر چمران در این نامه، از تأثیری که شریعتی بر روح و جهان‌‌بینی و شخصیت وی گذاشته‌ است می‌گوید و مروری می‌کند بر بعضی از کتب شریعتی که در این بین «کویر» را از محبوب‌ترین‌هایش می‌خواند.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">با گرامی‌داشت یادِ معلمِ شهید، این نامه را می‌خوانیم:</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من  بر تو مرثیه می‌خوانم ! <a href="http://kishtech.ir/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-29-%D9%88-31-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6633;" class="mycode_color">... ادامه</span></span></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: xx-large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font">نوشته شهید چمران در رثای دکتر علی شریعتی</span></span></span><br />
<br />
<br />
<span style="color: #281e1e;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font">بیست‌ونهم خرداد، سالروز درگذشت علی شریعتی است.شهید چمران، متأثر از درگذشت این متفکر و ادیب سبزواری، در مراسم خاکسپاری او، نامه‌ای خطاب به وی می‌خواند که نشان از وسعت دید و عمق روح شریعتی در زمان حیاتش دارد.</span></span></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">به گزارش <span style="color: #c0392b;" class="mycode_color">باشگاه خبرنگاران پویا</span>،  بیست‌ونهم خرداد، سالروز درگذشت علی شریعتی است. او که از چهره‌های ادبی موفق انقلاب بود، تأثیری عمیق بر روح ادبی انقلاب گذاشت. کتاب‌های او پس از سال‌ها همچنان مخاطبان خود را دارند و اندیشه‌های انقلابی او، هرگز غبار زمان نگرفته‌اند. شهید چمران، متأثر از درگذشت این متفکر و ادیب سبزواری، در مراسم خاکسپاری او، نامه‌ای خطاب به وی می‌خواند که نشان از وسعت دید و عمق روح شریعتی در زمان حیاتش دارد. دکتر چمران در این نامه، از تأثیری که شریعتی بر روح و جهان‌‌بینی و شخصیت وی گذاشته‌ است می‌گوید و مروری می‌کند بر بعضی از کتب شریعتی که در این بین «کویر» را از محبوب‌ترین‌هایش می‌خواند.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">با گرامی‌داشت یادِ معلمِ شهید، این نامه را می‌خوانیم:</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من  بر تو مرثیه می‌خوانم ! <a href="http://kishtech.ir/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-29-%D9%88-31-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6633;" class="mycode_color">... ادامه</span></span></a></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگینامه علی‌اکبر دهخدا]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=27165</link>
			<pubDate>Thu, 29 Nov 2018 10:43:28 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=7538">sazmus7</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=27165</guid>
			<description><![CDATA[علی‌اکبر دهخدا (زاده ۱۲۵۷ تهران - درگذشته ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاست‌مدار و شاعر ایرانی است. او مؤلف و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا نیز بوده‌است.<br />
<br />
زندگی<br />
دوره یکم (تا نیمه‌راه مشروطیت)<br />
<br />
علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. اگرچه اصلیت او قزوینی بود، اما پدرش خان باباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش در بروجرد فوت کرد. در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آن‌ها بود کار تدریس دهخدا را آغاز کرد و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.<br />
<br />
در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ شمسی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آن جا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزء اولین فارغ‌التحصیلان مدرسه سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌کرد و از محضر او بهره می‌گرفت.<br />
<br />
پس از اتمام دوره مدرسه علوم سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی[۱] نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آن‌ها در اروپا بیش از دو سال در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. او در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.<br />
<br />
بازگشت دهخدا به ایران هم‌زمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعه حسین‌آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.<br />
<br />
دهخدا از دست پروردگان شیخ هادی نجم‌آبادی محسوب می‌شود که در جنبش مشروطه نقشی مهم ایفا کرد. دهخدا در بیان خاطرات خود، «تربیت عقل» خویش را به شیخ هادی «طائب ثراة» نسبت داده و او را همراه دو مربی دیگر خود، «وجودی استثنایی» خوانده‌است.[۲]<br />
<br />
در همین هنگام (شمسی ۱۲۸۵ – ۱۳۲۵ قمری)، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسنده اصلی در صوراسرافیل بود.<br />
<br />
وی با نگارش مقاله‌های بند در روزنامه صوراسرافیل، در زمره مشروطه خواهان قرار گرفت. به همین سبب بود که او نیز مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و اگر کمک سفارت انگلستان در امان گرفتن برای او نبود، سرنوشتی چون همکارانش، می‌یافت.[۲] نخستین شماره این روزنامه هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر هشتم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیلی‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شماره روزنامه مقاله‌ای در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد.<br />
<br />
مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی 'کدخدا و خداوند و بزرگ ده' است.<br />
<br />
برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌های شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسه بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیه طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر انجامیده باشد، دیده نمی‌شود اما درمورد مطالب سیاسی باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد و توانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.<br />
دوره دوم (تبعید و مهاجرت)<br />
جنبش مشروطه Constitutional forces in Tabriz.jpg<br />
عده‌ای از اعضای گروه فوج نجات تبریز.<br />
سال ۱۹۰۹ میلادی.<br />
شاهان قاجار<br />
نام<br />
    <br />
دورهٔ پادشاهی<br />
آقامحمد خان<br />
<br />
فتحعلی شاه<br />
محمدشاه<br />
ناصرالدین شاه<br />
مظفرالدین شاه<br />
محمدعلی شاه<br />
احمدشاه<br />
    <br />
<br />
۱۱۷۵–۱۱۶۱<br />
۱۲۱۳–۱۱۷۶<br />
۱۲۲۶–۱۲۱۳<br />
۱۲۷۵–۱۲۲۶<br />
۱۲۸۵–۱۲۷۵<br />
۱۲۸۸–۱۲۸۵<br />
۱۳۰۴–۱۲۸۸<br />
[نمایش]<br />
نخست‌وزیران قاجار<br />
[نمایش]<br />
چهره‌ها<br />
[نمایش]<br />
احزاب و گروه‌ها<br />
[نمایش]<br />
رویدادهای مهم<br />
[نمایش]<br />
کتاب‌ها<br />
<br />
    نبو<br />
<br />
بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آن‌ها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آن‌ها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».<br />
<br />
پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آن‌ها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوباره صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.<br />
<br />
چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم‌خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دوره دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده‌است.[۳]<br />
<br />
در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامه سروش در فاصله تیر تا آبان‌ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه فارسی‌زبان، سیدمحمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.<br />
<br />
در همان دوره اقامت دهخدا در اروپا دوره دوم روزنامه روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبرخان دهخدا معرفی شده‌است.[۱][۴]<br />
<br />
پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامه فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.<br />
<br />
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آن‌ها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطف‌علی‌خان امیرمفخم نظامی و سیاست‌مدار ایرانی در قلعه دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همان‌جا بود که اندیشه تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانه امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را جمع‌آوری کرد.<br />
دوره سوم<br />
دستنوشته علی اکبر دهخدا دربارهٔ لغت‌نامه<br />
<br />
پس از پایان جنگ جهانی یکم، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی سلطنت رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آن‌ها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.»[۵] به سردبیر مجله آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) با بی‌میلی و اکراه نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۶]<br />
<br />
در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ دهخدا در زمره هیئت رئیسه شرکت داشت.[۷] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیه صلح استکهلم را امضاء کرد.<br />
فعالیت‌های سیاسی<br />
دیدار علی اکبر دهخدا و دکتر محمد مصدق<br />
<br />
دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت.[۴][۸] در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا به عنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که می‌توانست اولین رئیس‌جمهور ایران باشد. شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم‌دیده استبداد و از آن مهم‌تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمی‌شد سر پیری و به جرم طرح او به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزواء کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند.[۴] به همین دلیل در دوره رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.<br />
<br />
دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سالهای بعد انقلاب مشروطه بازمی‌گشت.[۹] در ماه‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبان‌ها افتاد.[۱۰][۱۱] به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه‌اش ریختند و وی را شدیداً مضروب نمودند.<br />
آرامگاه علی‌اکبر دهخدا در گورستان ابن بابویه شهر ری<br />
قبر علی‌اکبر دهخدا در داخل حجره خاندان دهخدا - گورستان ابن‌بابویه - آبان ۱۳۹۴<br />
<br />
دستی نیز در کار بود که سرمقاله نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۱۲]<br />
<br />
در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیداً مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایلی پیش گفته شده و نیز شرکت در نامه سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.<br />
<br />
علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد. اما در سال‌های پس از انقلاب نام او را از روی دبستان برداشتند.<br />
دربارهٔ آثار و نوشته‌های دهخدا<br />
<br />
از آثار دهخدا می‌توان به «امثال و حکم» در چهار جلد اشاره کرد؛ و به دو ترجمه از تألیفات مونتسکیو که تاکنون به چاپ نرسیده. او همچنین فرهنگ فرانسه به فارسی را نوشت؛ شامل لغات علمی، تاریخی، ادبی، جغرافیایی و طبی که معادل‌های دقیق آن‌ها را به دست آورد و این کتاب نیز تاکنون به طبع نرسیده.<br />
<br />
از دیگر مکتوبات وی «شرح حال ابوریحان بیرونی» و تصحیحاتی بر دیوان‌های شعرای نامی ایران بود.[۱۳]<br />
<br />
دهخدا اشعار خود را با مضامین وطن‌پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی، در قالب‌های معهود مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده. ایشان جزو معدود شاعران دورهٔ مشروطیت بوده که جهان بینی و جهان نگری روشنی داشته و به عقیدهٔ بسیاری هرگز دچار احساسات نمی‌شده و شعار نمی‌داده. یکی از ویژگی‌های شعر دهخدا طنز تلخ و گزندهٔ اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می‌شود.[۱۴]<br />
<br />
او با نثر ویژه‌ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل (چرند و پرند به کار برد، نمونه‌ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. وی هر حادثه‌ای را دستاویز قرار می‌داد تا به استبداد بتازد. دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد؛ او را باهوش‌ترین و دقیق‌ترین طنزنویس این عهد می‌دانند.<br />
<br />
نکتهٔ مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده‌پاست. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی‌کرد. او به بطالت و تنبلی و بی‌شعوری می‌تاخت.[۱۵]<br />
<br />
در سال ۱۳۳۲ رادیوی صدای آمریکا برنامه‌ای را به زبان فارسی برای معرفی علی‌اکبر دهخدا ترتیب داده بود که در پاسخ به دعوت آنها، دهخدا این‌گونه نوشت:<br />
<br />
«شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته‌اند. اگر به انگلیسی این کار می‌شد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، مردم ایران را بشناسند؛ ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد… اینهاست که شما می‌توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آن‌ها بدانند در اینجا به‌طوری‌که انگلیسی‌ها ایران را معرفی کرده‌اند، یک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند.»[۱۶]<br />
لغت‌نامه دهخدا<br />
نوشتار اصلی: لغتنامه دهخدا<br />
<br />
مقدمات تألیف و سپس انتشار لغت‌نامه دهخدا از اواخر دهه ۱۳۰۰ هجری خورشیدی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشه چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایده ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آن‌ها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب ماده واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آن‌ها در مقدمه ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده‌است.<br />
<br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/massage-training/best-oil-for-massage/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">معرفی 6تا از بهترین روغن های مخصوص ماساژ بدن و صورت در ایران</a><br />
<a href="https://charbzaban.com/other/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">دانلود رایگان ۱۰ فیلم کاربردی آموزش زبان نروژی که باید ببینید</a><br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/swimming-tutorial/backstroke-step-by-step/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش تصویری و گام به گام شنای کرال پشت +فیلم رایگان</a><br />
<a href="https://charbzaban.com/other/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%84%d9%86%d8%af%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">دانلود ۲۰ درس ارزشمند آموزش گام به گام زبان هلندی با ترجمه فارسی (فیلم+ pdf)</a><br />
<br />
<br />
معاونت اداره لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی اداره لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیه فیش‌ها و ادامه کار تألیف و چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[علی‌اکبر دهخدا (زاده ۱۲۵۷ تهران - درگذشته ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاست‌مدار و شاعر ایرانی است. او مؤلف و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا نیز بوده‌است.<br />
<br />
زندگی<br />
دوره یکم (تا نیمه‌راه مشروطیت)<br />
<br />
علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. اگرچه اصلیت او قزوینی بود، اما پدرش خان باباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش در بروجرد فوت کرد. در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آن‌ها بود کار تدریس دهخدا را آغاز کرد و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.<br />
<br />
در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ شمسی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آن جا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزء اولین فارغ‌التحصیلان مدرسه سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌کرد و از محضر او بهره می‌گرفت.<br />
<br />
پس از اتمام دوره مدرسه علوم سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی[۱] نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آن‌ها در اروپا بیش از دو سال در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. او در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.<br />
<br />
بازگشت دهخدا به ایران هم‌زمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعه حسین‌آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.<br />
<br />
دهخدا از دست پروردگان شیخ هادی نجم‌آبادی محسوب می‌شود که در جنبش مشروطه نقشی مهم ایفا کرد. دهخدا در بیان خاطرات خود، «تربیت عقل» خویش را به شیخ هادی «طائب ثراة» نسبت داده و او را همراه دو مربی دیگر خود، «وجودی استثنایی» خوانده‌است.[۲]<br />
<br />
در همین هنگام (شمسی ۱۲۸۵ – ۱۳۲۵ قمری)، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسنده اصلی در صوراسرافیل بود.<br />
<br />
وی با نگارش مقاله‌های بند در روزنامه صوراسرافیل، در زمره مشروطه خواهان قرار گرفت. به همین سبب بود که او نیز مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و اگر کمک سفارت انگلستان در امان گرفتن برای او نبود، سرنوشتی چون همکارانش، می‌یافت.[۲] نخستین شماره این روزنامه هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر هشتم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیلی‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شماره روزنامه مقاله‌ای در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد.<br />
<br />
مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی 'کدخدا و خداوند و بزرگ ده' است.<br />
<br />
برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌های شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسه بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیه طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر انجامیده باشد، دیده نمی‌شود اما درمورد مطالب سیاسی باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد و توانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.<br />
دوره دوم (تبعید و مهاجرت)<br />
جنبش مشروطه Constitutional forces in Tabriz.jpg<br />
عده‌ای از اعضای گروه فوج نجات تبریز.<br />
سال ۱۹۰۹ میلادی.<br />
شاهان قاجار<br />
نام<br />
    <br />
دورهٔ پادشاهی<br />
آقامحمد خان<br />
<br />
فتحعلی شاه<br />
محمدشاه<br />
ناصرالدین شاه<br />
مظفرالدین شاه<br />
محمدعلی شاه<br />
احمدشاه<br />
    <br />
<br />
۱۱۷۵–۱۱۶۱<br />
۱۲۱۳–۱۱۷۶<br />
۱۲۲۶–۱۲۱۳<br />
۱۲۷۵–۱۲۲۶<br />
۱۲۸۵–۱۲۷۵<br />
۱۲۸۸–۱۲۸۵<br />
۱۳۰۴–۱۲۸۸<br />
[نمایش]<br />
نخست‌وزیران قاجار<br />
[نمایش]<br />
چهره‌ها<br />
[نمایش]<br />
احزاب و گروه‌ها<br />
[نمایش]<br />
رویدادهای مهم<br />
[نمایش]<br />
کتاب‌ها<br />
<br />
    نبو<br />
<br />
بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آن‌ها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آن‌ها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».<br />
<br />
پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آن‌ها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوباره صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.<br />
<br />
چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم‌خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دوره دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده‌است.[۳]<br />
<br />
در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامه سروش در فاصله تیر تا آبان‌ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه فارسی‌زبان، سیدمحمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.<br />
<br />
در همان دوره اقامت دهخدا در اروپا دوره دوم روزنامه روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبرخان دهخدا معرفی شده‌است.[۱][۴]<br />
<br />
پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامه فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.<br />
<br />
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آن‌ها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطف‌علی‌خان امیرمفخم نظامی و سیاست‌مدار ایرانی در قلعه دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همان‌جا بود که اندیشه تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانه امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را جمع‌آوری کرد.<br />
دوره سوم<br />
دستنوشته علی اکبر دهخدا دربارهٔ لغت‌نامه<br />
<br />
پس از پایان جنگ جهانی یکم، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی سلطنت رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آن‌ها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.»[۵] به سردبیر مجله آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) با بی‌میلی و اکراه نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۶]<br />
<br />
در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ دهخدا در زمره هیئت رئیسه شرکت داشت.[۷] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیه صلح استکهلم را امضاء کرد.<br />
فعالیت‌های سیاسی<br />
دیدار علی اکبر دهخدا و دکتر محمد مصدق<br />
<br />
دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت.[۴][۸] در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا به عنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که می‌توانست اولین رئیس‌جمهور ایران باشد. شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم‌دیده استبداد و از آن مهم‌تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمی‌شد سر پیری و به جرم طرح او به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزواء کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند.[۴] به همین دلیل در دوره رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.<br />
<br />
دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سالهای بعد انقلاب مشروطه بازمی‌گشت.[۹] در ماه‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبان‌ها افتاد.[۱۰][۱۱] به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه‌اش ریختند و وی را شدیداً مضروب نمودند.<br />
آرامگاه علی‌اکبر دهخدا در گورستان ابن بابویه شهر ری<br />
قبر علی‌اکبر دهخدا در داخل حجره خاندان دهخدا - گورستان ابن‌بابویه - آبان ۱۳۹۴<br />
<br />
دستی نیز در کار بود که سرمقاله نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۱۲]<br />
<br />
در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیداً مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایلی پیش گفته شده و نیز شرکت در نامه سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.<br />
<br />
علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد. اما در سال‌های پس از انقلاب نام او را از روی دبستان برداشتند.<br />
دربارهٔ آثار و نوشته‌های دهخدا<br />
<br />
از آثار دهخدا می‌توان به «امثال و حکم» در چهار جلد اشاره کرد؛ و به دو ترجمه از تألیفات مونتسکیو که تاکنون به چاپ نرسیده. او همچنین فرهنگ فرانسه به فارسی را نوشت؛ شامل لغات علمی، تاریخی، ادبی، جغرافیایی و طبی که معادل‌های دقیق آن‌ها را به دست آورد و این کتاب نیز تاکنون به طبع نرسیده.<br />
<br />
از دیگر مکتوبات وی «شرح حال ابوریحان بیرونی» و تصحیحاتی بر دیوان‌های شعرای نامی ایران بود.[۱۳]<br />
<br />
دهخدا اشعار خود را با مضامین وطن‌پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی، در قالب‌های معهود مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده. ایشان جزو معدود شاعران دورهٔ مشروطیت بوده که جهان بینی و جهان نگری روشنی داشته و به عقیدهٔ بسیاری هرگز دچار احساسات نمی‌شده و شعار نمی‌داده. یکی از ویژگی‌های شعر دهخدا طنز تلخ و گزندهٔ اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می‌شود.[۱۴]<br />
<br />
او با نثر ویژه‌ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل (چرند و پرند به کار برد، نمونه‌ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. وی هر حادثه‌ای را دستاویز قرار می‌داد تا به استبداد بتازد. دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد؛ او را باهوش‌ترین و دقیق‌ترین طنزنویس این عهد می‌دانند.<br />
<br />
نکتهٔ مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده‌پاست. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی‌کرد. او به بطالت و تنبلی و بی‌شعوری می‌تاخت.[۱۵]<br />
<br />
در سال ۱۳۳۲ رادیوی صدای آمریکا برنامه‌ای را به زبان فارسی برای معرفی علی‌اکبر دهخدا ترتیب داده بود که در پاسخ به دعوت آنها، دهخدا این‌گونه نوشت:<br />
<br />
«شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته‌اند. اگر به انگلیسی این کار می‌شد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، مردم ایران را بشناسند؛ ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد… اینهاست که شما می‌توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آن‌ها بدانند در اینجا به‌طوری‌که انگلیسی‌ها ایران را معرفی کرده‌اند، یک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند.»[۱۶]<br />
لغت‌نامه دهخدا<br />
نوشتار اصلی: لغتنامه دهخدا<br />
<br />
مقدمات تألیف و سپس انتشار لغت‌نامه دهخدا از اواخر دهه ۱۳۰۰ هجری خورشیدی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشه چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایده ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آن‌ها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب ماده واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آن‌ها در مقدمه ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده‌است.<br />
<br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/massage-training/best-oil-for-massage/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">معرفی 6تا از بهترین روغن های مخصوص ماساژ بدن و صورت در ایران</a><br />
<a href="https://charbzaban.com/other/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">دانلود رایگان ۱۰ فیلم کاربردی آموزش زبان نروژی که باید ببینید</a><br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/swimming-tutorial/backstroke-step-by-step/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش تصویری و گام به گام شنای کرال پشت +فیلم رایگان</a><br />
<a href="https://charbzaban.com/other/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%84%d9%86%d8%af%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">دانلود ۲۰ درس ارزشمند آموزش گام به گام زبان هلندی با ترجمه فارسی (فیلم+ pdf)</a><br />
<br />
<br />
معاونت اداره لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی اداره لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیه فیش‌ها و ادامه کار تألیف و چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اروین دی یالوم]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=26215</link>
			<pubDate>Wed, 17 Oct 2018 14:47:10 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=7804">re.za</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=26215</guid>
			<description><![CDATA[نویسنده ی آمریکایی از چهره های مطرح علم روانپزشکی در دهه ی اخیر بوده است. او فارغ التحصیل رشته پزشکی بوده و پس از اتمام دوره ی آموزشی فعالیت خود را در دانشگاه استنفورد شروع کرد.از آن زمان تاثیر گذاری وی در شاخه روانپزشکی آغاز شد و شروع به تدریس در زمینه روان درمانی به صورت گروهی کرد که حاصل آن مدل روانپزشکی اگزیستانسیال بود.<br />
اولین کتاب د یالوم در زمینه تئوری و عمل در درمان گروهی بود که مورد استقبال دانشجویان این رشته قرار گرفت و در برخی دانشگاه به عنوان کتاب درسی از آن استفاده می کنند. یالوم علاوه بر کتاب های تخصصی و علمی،شروع به نوشتن رمان کرد که در بین مردم و نویسندگان رمان نویس جایگاه ویژه ای پیدا کرد  علاوه بر محتوای داستانی جنبه روان درمانی با نثر شیوا را  داشت از کتاب های معروف یالوم می توان به درمان شو پهناور،مسیله ی اسپینوزا،مامان و معنی زندگی ، خیره به خورشید نام برد.<br />
اثر فاخر د یالوم به نام وقتی نیچه گریست در زندگی معنوی و روحی بسیاری از خوانندگان و درمانگران جوان تاثیر بسزایی گذاشت کتابی آمیخته به فلسفه و روان درمانی.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[نویسنده ی آمریکایی از چهره های مطرح علم روانپزشکی در دهه ی اخیر بوده است. او فارغ التحصیل رشته پزشکی بوده و پس از اتمام دوره ی آموزشی فعالیت خود را در دانشگاه استنفورد شروع کرد.از آن زمان تاثیر گذاری وی در شاخه روانپزشکی آغاز شد و شروع به تدریس در زمینه روان درمانی به صورت گروهی کرد که حاصل آن مدل روانپزشکی اگزیستانسیال بود.<br />
اولین کتاب د یالوم در زمینه تئوری و عمل در درمان گروهی بود که مورد استقبال دانشجویان این رشته قرار گرفت و در برخی دانشگاه به عنوان کتاب درسی از آن استفاده می کنند. یالوم علاوه بر کتاب های تخصصی و علمی،شروع به نوشتن رمان کرد که در بین مردم و نویسندگان رمان نویس جایگاه ویژه ای پیدا کرد  علاوه بر محتوای داستانی جنبه روان درمانی با نثر شیوا را  داشت از کتاب های معروف یالوم می توان به درمان شو پهناور،مسیله ی اسپینوزا،مامان و معنی زندگی ، خیره به خورشید نام برد.<br />
اثر فاخر د یالوم به نام وقتی نیچه گریست در زندگی معنوی و روحی بسیاری از خوانندگان و درمانگران جوان تاثیر بسزایی گذاشت کتابی آمیخته به فلسفه و روان درمانی.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گفتگو با داود رمضاني]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=16162</link>
			<pubDate>Sat, 28 Oct 2017 09:24:37 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=5">sara</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=16162</guid>
			<description><![CDATA[گفتگو با آقای دکتر داود رمضانی<br />
مدیر سابق حوزه ریاست و روابط عمومی پارک علم<br />
وفناوری دانشگاه تهران- سال 1391<br />
فايل پيوست در ادامه...<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><!-- start: attachment_icon -->
<img src="http://forum.kishtech.ir/images/attachtypes/pdf.png" title="Adobe Acrobat PDF" border="0" alt=".pdf" />
<!-- end: attachment_icon -->&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=497" target="_blank" title="">گفتگ با داود رمضاني.pdf</a> (اندازه:  663.34 KB / تعداد دفعات دریافت:  8)
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[گفتگو با آقای دکتر داود رمضانی<br />
مدیر سابق حوزه ریاست و روابط عمومی پارک علم<br />
وفناوری دانشگاه تهران- سال 1391<br />
فايل پيوست در ادامه...<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><!-- start: attachment_icon -->
<img src="http://forum.kishtech.ir/images/attachtypes/pdf.png" title="Adobe Acrobat PDF" border="0" alt=".pdf" />
<!-- end: attachment_icon -->&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=497" target="_blank" title="">گفتگ با داود رمضاني.pdf</a> (اندازه:  663.34 KB / تعداد دفعات دریافت:  8)
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پروفسور محمود حسابی]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=15045</link>
			<pubDate>Sun, 03 Sep 2017 20:05:59 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=15045</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگی یعنی <br />
پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید<br />
<br />
*******<br />
انسان های بزرگ، دو دل دارند؛</div>
 <br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">دلی که درد می کشد و</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">پنهان است</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">و دلی که می خندد </div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">و آشکار است...</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">******</div>
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">۱۲ شهریورماه سالروز درگذشت پروفسور محمود حسابی فیزیکدان معاصر</div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">روحش شاد و یادش گرامی باد?</div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn34.akairan.com/files/images/20163/20163130345526210a.jpg" loading="lazy"  width="350" height="385" alt="[تصویر:  20163130345526210a.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگی یعنی <br />
پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید<br />
<br />
*******<br />
انسان های بزرگ، دو دل دارند؛</div>
 <br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">دلی که درد می کشد و</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">پنهان است</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">و دلی که می خندد </div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">و آشکار است...</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">******</div>
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">۱۲ شهریورماه سالروز درگذشت پروفسور محمود حسابی فیزیکدان معاصر</div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">روحش شاد و یادش گرامی باد?</div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn34.akairan.com/files/images/20163/20163130345526210a.jpg" loading="lazy"  width="350" height="385" alt="[تصویر:  20163130345526210a.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پروفسور محمدقلى شمس]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14520</link>
			<pubDate>Fri, 21 Jul 2017 15:25:06 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14520</guid>
			<description><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
پروفسور محمدقلى شمس ( ١٢٨٣ تهران - ١٣٧٥ تهران )<br />
<br />
محمدقلی شمس در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. وی فرزند دکتر یحیی شمس ملقب به لسان الحکما و نوه عبدالحسین میرزا ملک آرا (ملقب به شمس الشعرا از شاعران عارف مسلک دوران قاجار و نواده فتحعلی شاه قاجار) بود وی در سال ۱۳۰۲ به هزینه پدرش وارد رشته پزشکی در دانشگاه نظامی لیون شد. <br />
او تنها دانشجوی غیرفرانسوی بود که موفق به ورود دوره دکتری دانشگاه شد و در سال ۱۳۱۱، قبل از تاسیس دانشگاه تهران، به دعوت وزیر علوم به ایران بازگشت.<br />
وی پس از بازدید از جنوب ایران و مناطقی که به دلیل شیوع بیماری تراخم، کوری بیداد می کرد، {شوشتر به "شهر کوران"  معروف شده بود،} برای همیشه از بازگشت به فرانسه صرف نظر کرد. روش درمانی او برای این بیماری در مقاله‌ای مفصل در سال های دهه ۱۹۵۰ ارائه گردید.<br />
اولين عمل پيوند قرنيه ايران در سال ١٣١٣ توسط او در بيمارستان فارابى انجام شد.<br />
همچنين پيوند صلبيه و پيوند توأم صلبيه و قرنيه، درمان تراخم چشم، درمان فشار شريان شبكيه از ديگر افتخارات ايشان است.<br />
شمس بنیان گذار بیمارستان چشم پزشکی فارابی به عنوان اولین مرکز تخصصی چشم پزشکی در ایران است.<br />
وی در هنگام مرگ قدیمی ترین عضو انجمن چشم پزشکی فرانسه بود و بارها به ریاست انجمن‌های چشم پزشکی مختلف در جهان برگزیده شده بود.<br />
وی مؤسس انجمن چشم پزشکی ایران و بنيانگذار " علم چشم پزشكى" در ايران بود. <br />
سرانجام پروفسور محمد قلى شمس پس از ٦٥ سال تحقيق و پژوهش و خدمت به مردم در سن ٩٢ سالگى با کوله بارى از علم و معنويت چشم ازجهان فرو بست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
پروفسور محمدقلى شمس ( ١٢٨٣ تهران - ١٣٧٥ تهران )<br />
<br />
محمدقلی شمس در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. وی فرزند دکتر یحیی شمس ملقب به لسان الحکما و نوه عبدالحسین میرزا ملک آرا (ملقب به شمس الشعرا از شاعران عارف مسلک دوران قاجار و نواده فتحعلی شاه قاجار) بود وی در سال ۱۳۰۲ به هزینه پدرش وارد رشته پزشکی در دانشگاه نظامی لیون شد. <br />
او تنها دانشجوی غیرفرانسوی بود که موفق به ورود دوره دکتری دانشگاه شد و در سال ۱۳۱۱، قبل از تاسیس دانشگاه تهران، به دعوت وزیر علوم به ایران بازگشت.<br />
وی پس از بازدید از جنوب ایران و مناطقی که به دلیل شیوع بیماری تراخم، کوری بیداد می کرد، {شوشتر به "شهر کوران"  معروف شده بود،} برای همیشه از بازگشت به فرانسه صرف نظر کرد. روش درمانی او برای این بیماری در مقاله‌ای مفصل در سال های دهه ۱۹۵۰ ارائه گردید.<br />
اولين عمل پيوند قرنيه ايران در سال ١٣١٣ توسط او در بيمارستان فارابى انجام شد.<br />
همچنين پيوند صلبيه و پيوند توأم صلبيه و قرنيه، درمان تراخم چشم، درمان فشار شريان شبكيه از ديگر افتخارات ايشان است.<br />
شمس بنیان گذار بیمارستان چشم پزشکی فارابی به عنوان اولین مرکز تخصصی چشم پزشکی در ایران است.<br />
وی در هنگام مرگ قدیمی ترین عضو انجمن چشم پزشکی فرانسه بود و بارها به ریاست انجمن‌های چشم پزشکی مختلف در جهان برگزیده شده بود.<br />
وی مؤسس انجمن چشم پزشکی ایران و بنيانگذار " علم چشم پزشكى" در ايران بود. <br />
سرانجام پروفسور محمد قلى شمس پس از ٦٥ سال تحقيق و پژوهش و خدمت به مردم در سن ٩٢ سالگى با کوله بارى از علم و معنويت چشم ازجهان فرو بست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محمدکریم پیرنیا]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14468</link>
			<pubDate>Sun, 16 Jul 2017 17:05:52 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14468</guid>
			<description><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
محمدکریم پیرنیا (۱۲۹۹ -  ۱۳۷۶ يزد )<br />
<br />
وی دوران دبستان را در "مدرسه اسلام " گذراند و پس از طی دوره علمی در "دبیرستان ایرانشهر" یزد برای ادامه تحصیل به تهران آمد. او با وجود آنکه در زمینه ادبیات تحصیل می‌کرد ، اين رشته را رها کرده و در کنکور اولین دوره دانشکده هنرهای زیبا، به دلیل علاقه‌ای که به هنر و معماری داشت شرکت کرد و پذیرفته شد.<br />
عدم توجه به معمارى ايرانى و تاكيدِ زياد بر   معمارى غربى در آن زمان پیرنیا را بر آن داشت که تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبا ناتمام رها کند و به بررسی‌ها و تحقیقات فردی خویش متکی شود.<br />
نتيجه اين تحقيقات، او را به جايى رساند كه موفق شد معمارى ايرانى را احيا كرده و پرچم دارِ مرمّت و بازسازىِ شاخص ترين نماد هاى معمارى ايرانى-اسلامى  شود.<br />
احیای مسجد کبود تبریز از ارزشمندترین کارهای پیرنیا بود. مسجدی که زمانی «فیروزه اسلام» لقب داشت و یکی از زیباترین مساجد دنیا بود.احیای سر در باغ فین، تعمیر مسجد جامع ورامین، مرمت سر در شاه عبدالعظیم، احیای "باغ دولت آباد" یزد، بازسازی مسجد فهرج و ایوان "سید رکن الدین" یزد از جمله کارهایی است که در کارنامه پربار پیرنیا می‌توان به آن اشاره کرد.<br />
نگارشِ کتب و مقالات بسیار در مورد سبک‌شناسی و معماری اصیل و سنتی ایرانی و تلاش هاى اين بزرگمردِ معمارى در زمينه احيا و حفظِ معمارى اصيل ايرانى باعث شد بسيارى از بناهاى ارزشمند، امروز همچنان سرپا باشند و بدرخشند.<br />
استاد پيرنيا در شهريور ماه ١٣٧٦ پس از تحملِ دوره ى طولانى بيمارى، درگذشت و پيكرش در زادگاهش و در دانشكده معمارى يزد به خاك سپرده شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
محمدکریم پیرنیا (۱۲۹۹ -  ۱۳۷۶ يزد )<br />
<br />
وی دوران دبستان را در "مدرسه اسلام " گذراند و پس از طی دوره علمی در "دبیرستان ایرانشهر" یزد برای ادامه تحصیل به تهران آمد. او با وجود آنکه در زمینه ادبیات تحصیل می‌کرد ، اين رشته را رها کرده و در کنکور اولین دوره دانشکده هنرهای زیبا، به دلیل علاقه‌ای که به هنر و معماری داشت شرکت کرد و پذیرفته شد.<br />
عدم توجه به معمارى ايرانى و تاكيدِ زياد بر   معمارى غربى در آن زمان پیرنیا را بر آن داشت که تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبا ناتمام رها کند و به بررسی‌ها و تحقیقات فردی خویش متکی شود.<br />
نتيجه اين تحقيقات، او را به جايى رساند كه موفق شد معمارى ايرانى را احيا كرده و پرچم دارِ مرمّت و بازسازىِ شاخص ترين نماد هاى معمارى ايرانى-اسلامى  شود.<br />
احیای مسجد کبود تبریز از ارزشمندترین کارهای پیرنیا بود. مسجدی که زمانی «فیروزه اسلام» لقب داشت و یکی از زیباترین مساجد دنیا بود.احیای سر در باغ فین، تعمیر مسجد جامع ورامین، مرمت سر در شاه عبدالعظیم، احیای "باغ دولت آباد" یزد، بازسازی مسجد فهرج و ایوان "سید رکن الدین" یزد از جمله کارهایی است که در کارنامه پربار پیرنیا می‌توان به آن اشاره کرد.<br />
نگارشِ کتب و مقالات بسیار در مورد سبک‌شناسی و معماری اصیل و سنتی ایرانی و تلاش هاى اين بزرگمردِ معمارى در زمينه احيا و حفظِ معمارى اصيل ايرانى باعث شد بسيارى از بناهاى ارزشمند، امروز همچنان سرپا باشند و بدرخشند.<br />
استاد پيرنيا در شهريور ماه ١٣٧٦ پس از تحملِ دوره ى طولانى بيمارى، درگذشت و پيكرش در زادگاهش و در دانشكده معمارى يزد به خاك سپرده شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[احمدشاملو]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14457</link>
			<pubDate>Sat, 15 Jul 2017 21:26:39 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14457</guid>
			<description><![CDATA[? <br />
احمد شاملو<br />
تکیه کلامش بود؛<br />
فرق نمی‌کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، می‌گفت<br />
"تنور دلت گرم…"<br />
معنی این جمله را بعدها فهمیدم…<br />
هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم<br />
انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی‌اش را می‌خوری<br />
هرچه دلت گرمتر، مهربانی‌ات بیشتر و روزگارت آبادتر است<br />
<br />
"ای دوست تنور دلت گرم"<br />
<br />
? ?]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[? <br />
احمد شاملو<br />
تکیه کلامش بود؛<br />
فرق نمی‌کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، می‌گفت<br />
"تنور دلت گرم…"<br />
معنی این جمله را بعدها فهمیدم…<br />
هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم<br />
انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی‌اش را می‌خوری<br />
هرچه دلت گرمتر، مهربانی‌ات بیشتر و روزگارت آبادتر است<br />
<br />
"ای دوست تنور دلت گرم"<br />
<br />
? ?]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مریم میرزاخانی در گذشت]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14453</link>
			<pubDate>Sat, 15 Jul 2017 16:39:03 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14453</guid>
			<description><![CDATA[مریم میرزاخانی نابغه ایرانی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان صبح امروز دیده از جهان فروبست.<br />
<br />
دکتر امیر دانشگر، رییس دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با ایسنا با تایید خبر فوت «مریم میرزاخانی»، نابغه ریاضی ایرانی گفت: طی تماسی که با یکی از اساتید دانشگاه استنفورد داشتیم، متاسفانه ایشان با تسلیت به جامعه علمی ایران این خبر ناگوار را تایید کرد.<br />
<br />
وی ضایعه دردناک را به خانواده ایشان و جامعه علمی ایران تسلیت گفت.<br />
<br />
مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد در ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد و در سال ۲۰۱۴ به دلیل انجام تحقیقات در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده مدال فیلدز به عنوان بالاترین جایزه در ریاضیات شد. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز بوده است.<br />
زمینه تحقیقاتی وی مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بوده است.<br />
<br />
مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد.<br />
<br />
وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. میرزاخانی سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت.<br />
<br />
وی به عنوان یکی از 10 ذهن جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و به عنوان «ذهن برتر» در رشته ریاضیات تجلیل شد.<br />
<br />
میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه «ستر» از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی و مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ است. وی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بوده و پیش از این نیز به عنوان استاد دانشگاه پرینستون مشغول به فعالیت بوده است.<br />
<br />
وی در اسفندماه ۱۳۷۶ در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی حضور داشت و در آن رتبه اول کشور را کسب کردند. این اتوبوس که از اهواز راهی تهران بود  به دره سقوط کرد و 6 نفر از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برندهٔ دو مدال طلای المپیاد جهانی - علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.<br />
<br />
این نابغه ریاضی ایران از چهار سال قبل به سرطان سینه مبتلا شد و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرد و در نهایت صبح امروز دار فانی را وداع گفت.<br />
پردیس فناوری کیش این ضایعه دردناک را به خانواده وی و جامعه علمی کشور تسلیت می‌گوید.<br />
#مریم میرزاخانی#درگذشت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مریم میرزاخانی نابغه ایرانی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان صبح امروز دیده از جهان فروبست.<br />
<br />
دکتر امیر دانشگر، رییس دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با ایسنا با تایید خبر فوت «مریم میرزاخانی»، نابغه ریاضی ایرانی گفت: طی تماسی که با یکی از اساتید دانشگاه استنفورد داشتیم، متاسفانه ایشان با تسلیت به جامعه علمی ایران این خبر ناگوار را تایید کرد.<br />
<br />
وی ضایعه دردناک را به خانواده ایشان و جامعه علمی ایران تسلیت گفت.<br />
<br />
مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد در ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد و در سال ۲۰۱۴ به دلیل انجام تحقیقات در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده مدال فیلدز به عنوان بالاترین جایزه در ریاضیات شد. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز بوده است.<br />
زمینه تحقیقاتی وی مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بوده است.<br />
<br />
مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد.<br />
<br />
وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. میرزاخانی سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت.<br />
<br />
وی به عنوان یکی از 10 ذهن جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و به عنوان «ذهن برتر» در رشته ریاضیات تجلیل شد.<br />
<br />
میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه «ستر» از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی و مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ است. وی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بوده و پیش از این نیز به عنوان استاد دانشگاه پرینستون مشغول به فعالیت بوده است.<br />
<br />
وی در اسفندماه ۱۳۷۶ در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی حضور داشت و در آن رتبه اول کشور را کسب کردند. این اتوبوس که از اهواز راهی تهران بود  به دره سقوط کرد و 6 نفر از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برندهٔ دو مدال طلای المپیاد جهانی - علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.<br />
<br />
این نابغه ریاضی ایران از چهار سال قبل به سرطان سینه مبتلا شد و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرد و در نهایت صبح امروز دار فانی را وداع گفت.<br />
پردیس فناوری کیش این ضایعه دردناک را به خانواده وی و جامعه علمی کشور تسلیت می‌گوید.<br />
#مریم میرزاخانی#درگذشت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سلیمان حَییـم]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14322</link>
			<pubDate>Fri, 07 Jul 2017 22:07:15 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14322</guid>
			<description><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
سلیمان حَییـم ( ۱۲۶۶، تهران -  ۲۵ بهمن ۱۳۴۸، تهران)<br />
"بنيانگذار فرهنگ نويسى دو زبانه در ايران"<br />
<br />
پدرش «حییم اسحق» و مادرش «خانم» هر دو از اهالی شیراز بودند. سلیمان خردسال چون سایر همسالان آن زمان خود تحصیلات ابتدایی را در مکتب آموخت. <br />
وی پس از تأسیس دبیرستان اتحاد در تهران وارد این دبیرستان شد و تحصیلات خود را ادامه داد و سپس در سال ۱۲۸۵ وارد کالج آمریکایی تهران شد. در آنجا زبان انگلیسی را به‌خوبی فرا گرفت و به تدريس روى آورد.<br />
در دوران خدمت در وزارت مالیه، حییم در سخت‌ترین شرایط موفق به تألیف اولین فرهنگ‌نامه انگلیسی شد که با همت برادران بروخیم (اسحق و یهودا) در سال ۱۳۰۸ خورشیدی منتشر گردید. <br />
فرهنگ انگلیسی به فارسی حییم، پس از فرهنگ انگلیسی به فارسی آرتور ولاستون (منتشر شده در ۱۲۶۱) به‌عنوان بهترین فرهنگ در نوع خود شناخته شد.<br />
وی فرهنگ فارسی به عبری را نیز تألیف نمود. فرهنگ فرانسه به فارسی، فرهنگهای بزرگ یک جلدی و دو جلدی فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی نیز از جمله تألیفات او هستند. همچنین کتاب ضرب‌المثل‌های فارسی به انگلیسی از آثار برجستهٔ او به شمار می‌آید.<br />
حییم علاوه بر اینها در نمایشنامه‌نویسی و بازیگری نیز دستی داشت. نمایشنامه‌های استر و مردخای، روت و نَعومی، و یوسف و زلیخا را نوشت.<br />
سلیمان حییم در روز شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۸ بر اثر سکته قلبی در سن ۸۲ سالگی در تهران چشم از جهان فرو بست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[#معرفى_بزرگان <br />
<br />
سلیمان حَییـم ( ۱۲۶۶، تهران -  ۲۵ بهمن ۱۳۴۸، تهران)<br />
"بنيانگذار فرهنگ نويسى دو زبانه در ايران"<br />
<br />
پدرش «حییم اسحق» و مادرش «خانم» هر دو از اهالی شیراز بودند. سلیمان خردسال چون سایر همسالان آن زمان خود تحصیلات ابتدایی را در مکتب آموخت. <br />
وی پس از تأسیس دبیرستان اتحاد در تهران وارد این دبیرستان شد و تحصیلات خود را ادامه داد و سپس در سال ۱۲۸۵ وارد کالج آمریکایی تهران شد. در آنجا زبان انگلیسی را به‌خوبی فرا گرفت و به تدريس روى آورد.<br />
در دوران خدمت در وزارت مالیه، حییم در سخت‌ترین شرایط موفق به تألیف اولین فرهنگ‌نامه انگلیسی شد که با همت برادران بروخیم (اسحق و یهودا) در سال ۱۳۰۸ خورشیدی منتشر گردید. <br />
فرهنگ انگلیسی به فارسی حییم، پس از فرهنگ انگلیسی به فارسی آرتور ولاستون (منتشر شده در ۱۲۶۱) به‌عنوان بهترین فرهنگ در نوع خود شناخته شد.<br />
وی فرهنگ فارسی به عبری را نیز تألیف نمود. فرهنگ فرانسه به فارسی، فرهنگهای بزرگ یک جلدی و دو جلدی فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی نیز از جمله تألیفات او هستند. همچنین کتاب ضرب‌المثل‌های فارسی به انگلیسی از آثار برجستهٔ او به شمار می‌آید.<br />
حییم علاوه بر اینها در نمایشنامه‌نویسی و بازیگری نیز دستی داشت. نمایشنامه‌های استر و مردخای، روت و نَعومی، و یوسف و زلیخا را نوشت.<br />
سلیمان حییم در روز شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۸ بر اثر سکته قلبی در سن ۸۲ سالگی در تهران چشم از جهان فرو بست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آنتوان دو سنت‌ اگزوپری]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14182</link>
			<pubDate>Thu, 29 Jun 2017 12:01:15 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=14182</guid>
			<description><![CDATA[حالا که تولد آنتوان دو سنت‌ اگزوپری هست یه پیشنهاد دارم ، بیاید امروز به همدیگه کتاب شازده کوچولو رو هدیه بدیم<br />
<br />
برخی از نوشته های آنتوان دوسنت اگزوپری :<br />
<br />
<br />
<br />
روباه گفت:<br />
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. <br />
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم. <br />
ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.<br />
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!<br />
امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!<br />
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.<br />
<br />
?شازده کوچولو<br />
?آنتوان دوسنتواگزوپری<br />
<br />
<hr class="mycode_hr" />
<br />
شازده کوچولو پرسید:<br />
پس آدمها کجا هستند؟<br />
در صحرا آدم احساس تنهایی می‌کند!<br />
<br />
مار گفت:<br />
با آدمها هم، احساس تنهایی می‌کنی...!<br />
<br />
?آنتوان دوسنت اگزوپری<br />
<br />
<hr class="mycode_hr" />
آدمها فکر می کنند ؛ اگر یک بار دیگر متولد شوند ، جورِ دیگری زندگی می کنند . شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند ، محکم و بی نقص ! <br />
اما حقیقت ندارد..<br />
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم ، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم ، اگر آدمِ ساختن بودیم ، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم !<br />
<br />
<br />
?آنتوان دوسنت اگزوپری]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[حالا که تولد آنتوان دو سنت‌ اگزوپری هست یه پیشنهاد دارم ، بیاید امروز به همدیگه کتاب شازده کوچولو رو هدیه بدیم<br />
<br />
برخی از نوشته های آنتوان دوسنت اگزوپری :<br />
<br />
<br />
<br />
روباه گفت:<br />
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. <br />
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم. <br />
ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.<br />
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!<br />
امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!<br />
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.<br />
<br />
?شازده کوچولو<br />
?آنتوان دوسنتواگزوپری<br />
<br />
<hr class="mycode_hr" />
<br />
شازده کوچولو پرسید:<br />
پس آدمها کجا هستند؟<br />
در صحرا آدم احساس تنهایی می‌کند!<br />
<br />
مار گفت:<br />
با آدمها هم، احساس تنهایی می‌کنی...!<br />
<br />
?آنتوان دوسنت اگزوپری<br />
<br />
<hr class="mycode_hr" />
آدمها فکر می کنند ؛ اگر یک بار دیگر متولد شوند ، جورِ دیگری زندگی می کنند . شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند ، محکم و بی نقص ! <br />
اما حقیقت ندارد..<br />
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم ، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم ، اگر آدمِ ساختن بودیم ، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم !<br />
<br />
<br />
?آنتوان دوسنت اگزوپری]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگی محمد علی جمال زاده]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=13461</link>
			<pubDate>Wed, 24 May 2017 11:37:42 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=336">سمیه صفشکن</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=13461</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">[/url]<a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/42938/زندگی%20محمد%20علی%20جمال%20زاده" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زندگی محمد علی جمال زاده</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سید محمد علی جمال زاده</span> در 23 دی ماه سال 1274 شمسی ( 1309- قمری – 1891 میلادی ) در شهر <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اصفهان </span>محله بید آباد  به دنیا آمد .</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده </span>و <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مترجم </span>معاصر ایرانی   است. او را <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پدر داستان کوتاه فارسی</span> و آغازگر سبک رئالیسم یا <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">واقع گرایی</span> در ادبیات فارسی  می دانیم . جمال زاده از پیشروان مدرنیته و جنبش فکری آزادیخواهان در ایران به حساب می آید .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پدرش سید جمال ، معروف به صدرالمحققین ، واعظ مشروطه خواه و از مخالفان استبداد اصفهان ( متولد 1240شمسی ( ۱۲۷۹ قمری ) در همدان - مقتول 1287 شمسی ( جمادي الثاني۱۳۲۶ )  در بروجرد ) ،  همدانی و از سادات شیعی جبل عامل لبنان بود .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">مادرش اصفهانی و از خانواده میرزا حسین باقر خان خوراسکانی است.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">وی دوران کودکی اش را در اصفهان سپری نمود ، و از 10 سالگی پدرش را در مجالسی که وعظ می کرد همراهی می نمود و به این ترتیب ، به قول خودش « گیر و دار های اول مشروطیت » را به خوبی دیده بود .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پدر محمد علی بارهای بسیار ،به دلیل مشروطه خواهیش ،  مورد غضب محمد علی شاه قرار گرفت و در سال 1282 شمسی ( 1321 قمری )  ، در یکی از سفرهایش که برای وعظ می رفت ، ظل‌السلطان تهدید کرده که اگر پای سید جمال به اصفهان برسد گوشت بدنش را تکه‌تکه خواهد کرد. پدر محمد علی هم به ناچار  دیگر به اصفهان نرفت و  یکی از دوستان خانه و اثاثیه آن ها را فروخت خانواده او را  با دلیجان شبانه به تهران برد ؛ و به این ترتیب آن ها در تهران ساکن شدند .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی در این زمان ، در مدرسه  ثروت  و ادب تهران درس می خواند .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43567/تحصیلات%20جمال%20زاده%20در%20خارج%20از%20ایران" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تحصیلات جمال زاده در خارج از ایران</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">در سال 1287 شمسی ( 1908 میلادی ) ، محمد علی که حالا بیش از  12 سال سن داشت ، برای تحصیل به بیروت رفت  و در آن جا در مدرسه آنطورا ، تحصیل کرد . در این زمان ، محمد علی و یکی از هم کلاسی هایش ، روزنامه ای به زبان فرانسه</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">، به نام<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> لادویز ( La Devise ) </span>منتشر می کردند.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">در مدت اقامت محمد علی در بیروت بود که وضعیت سیاسی ایران تغییر کرد و محمد علی شاه ، مجلس را به توپ بست . در این زمان ، پدر محمد علی که از آزادی خواهان بود ، پنهانی خودرا به همدان رساند تا از آن جا به عتبات برود ، اما در آن جا دستگیر شد و به حکومت بروجرد تحویل داده شد و در آن جا به دستور امیر افخم ( حاکم بروجرد ) به دار آویخته شد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">جمالزاده در بيروت با ابراهيم پور داوود و مهدي ملك زاده( فرزند ملك المتلكين ) چند سالي همدوره و همدرس بود.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی در سال1289 شمسی (1910 م.)از راه مصر خود را به فرانسه رسانید و از آن جا به لوزان سوئیس رفت و تا سال 1911 در لوزان بود و در آن جا در رشته حقوق تحصیل کرد .وی در این سال ها فقر و بی پولی بسیار را تجربه کرد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از آن در سال 1291 شمسی (1912م. ) به دیوژن فرانسه رفت در آن‌جا به ادامه تحصیل پرداخت  تا این که در سال  1293 شمسی (1914 م.) دیپلم حقوق خود را از دانشگاه این شهر گرفت .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43568/جمال%20زاده%20پس%20از%20اتمام%20تحصیلات" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جمال زاده پس از اتمام تحصیلات</span><br />
<a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43568/جمال%20زاده%20پس%20از%20اتمام%20تحصیلات" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a> <br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">به دنبال وقوع جنگ جهانی اول ، در سال در سال 1294 شمسی (1915 م .) سید حسن تقی زاده در برلن  ، کمیته ملّیون ایرانی را تشکیل داد و محمد علی نیز از جمله ایرانیانی بود که به این کمیته دعوت شد . به دنبال این دعوت ، محمد علی در این سال به</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">برلن رفت و تا سال 1930 در این شهر زیست .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> اندکی پس از ورودش به برلین ، از جانب کمیته ، برای انجام ماموریتی به منشور جمع‌آوری قشون ایلات به‌ منظور مقاومت در مقابل روس‌ها وانگلیس‌ها  به بغداد و کرمانشاه اعزام شد و به مدت 16 ماه در این ماموریت بود . وی در این سفر ، به کمک دوست دوره دانشجویی خود ، <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ابراهیم پور داوود </span>، روزنامه <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رستاخیز</span> را منتشر کرد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از بازگشت به برلین ، به همكاري در مجله كاوه و اداره امور آن دعوت شد و تا تعطيلي آن مجله با تقي زاده كار مي كرد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از تعطیلی مجله کاوه ، به دلیل مشکلات مالی ، دیگر امکان ادامه فعالیت ادبی برای او ممکن نبود و به همین دلیل وی وی به خدمت سفارت ایران در آمد و حدود 8 سال ( یعنی تا سال 1931 م. ) سرپرستی محصلین ایرانی را به عهده گرفت .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از آن در سال 1931 م. به دفتر بين المللي كار وابسته به جامعه ملل پيوست و در سال ۱۹۵۶ بازنشسته شد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از بازنشستگی  به ژنو مهاجرت نمود ؛ در اين مدت چند دوره به نمايندگي دولت ايران در جلسات كنفرانس بين المللي آموزش و پرورش شركت كرد ، و در نهایت در همین شهر هم درگذشت .</div>
 <br />
وی همسری آلمانی داشت .<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی جمالزاده که حدود 102 سال عمر کرد ، مجموعا  در طول عمر خود، پنج بار به ايران سفر كرد ؛ وی سیزده سال از عمرش را در ایران سپری کرد و باقی عمر را در کشور های دیگر زندگی کرده است  ؛ اما با این وجود وی ایرانی زندگی می کرد ؛ خانه اش آراسته به قالي و قلمكار و قلمدان و ترمه و تافته و مسينه و برنجينه هاي كرمان و اصفهان و يزد بود ، درباره ایران تحقیق می کرد ، تالیفاتش همه برای ایرانیان بود و همیشه فارسی می نوشت و هدفش بیداری و گسترش معارف ایرانیان بود .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43570/قبر%20محمد%20علی%20جمالزاده" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قبر محمد علی جمالزاده</span><br />
[url=http://www.scipost.ir/topic/15469/43570/قبر محمد علی جمالزاده]</a> <br />
محمد علی جمالزاده در روز هفدهم آبان ۱۳۷۶ در يكصد و دو سالگي ، در یک خانه سالمندان در شهر ژنو  درگذشت. قبر او در گورستان petit saconnex در شهر ژنو واقع است . همسرش را نیز در همین مکان دفن کرده اند .<br />
آدرس دقیق : Chemin Moïse-Duboule 12 1209 , Geneva, Switzerland<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><!-- start: attachment_icon -->
<img src="http://forum.kishtech.ir/images/attachtypes/image.png" title="JPG Image" border="0" alt=".jpg" />
<!-- end: attachment_icon -->&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=354" target="_blank" title="">thCA34U93V.jpg</a> (اندازه:  5.17 KB / تعداد دفعات دریافت:  0)
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">[/url]<a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/42938/زندگی%20محمد%20علی%20جمال%20زاده" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زندگی محمد علی جمال زاده</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سید محمد علی جمال زاده</span> در 23 دی ماه سال 1274 شمسی ( 1309- قمری – 1891 میلادی ) در شهر <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اصفهان </span>محله بید آباد  به دنیا آمد .</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده </span>و <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مترجم </span>معاصر ایرانی   است. او را <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پدر داستان کوتاه فارسی</span> و آغازگر سبک رئالیسم یا <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">واقع گرایی</span> در ادبیات فارسی  می دانیم . جمال زاده از پیشروان مدرنیته و جنبش فکری آزادیخواهان در ایران به حساب می آید .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پدرش سید جمال ، معروف به صدرالمحققین ، واعظ مشروطه خواه و از مخالفان استبداد اصفهان ( متولد 1240شمسی ( ۱۲۷۹ قمری ) در همدان - مقتول 1287 شمسی ( جمادي الثاني۱۳۲۶ )  در بروجرد ) ،  همدانی و از سادات شیعی جبل عامل لبنان بود .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">مادرش اصفهانی و از خانواده میرزا حسین باقر خان خوراسکانی است.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">وی دوران کودکی اش را در اصفهان سپری نمود ، و از 10 سالگی پدرش را در مجالسی که وعظ می کرد همراهی می نمود و به این ترتیب ، به قول خودش « گیر و دار های اول مشروطیت » را به خوبی دیده بود .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پدر محمد علی بارهای بسیار ،به دلیل مشروطه خواهیش ،  مورد غضب محمد علی شاه قرار گرفت و در سال 1282 شمسی ( 1321 قمری )  ، در یکی از سفرهایش که برای وعظ می رفت ، ظل‌السلطان تهدید کرده که اگر پای سید جمال به اصفهان برسد گوشت بدنش را تکه‌تکه خواهد کرد. پدر محمد علی هم به ناچار  دیگر به اصفهان نرفت و  یکی از دوستان خانه و اثاثیه آن ها را فروخت خانواده او را  با دلیجان شبانه به تهران برد ؛ و به این ترتیب آن ها در تهران ساکن شدند .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی در این زمان ، در مدرسه  ثروت  و ادب تهران درس می خواند .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43567/تحصیلات%20جمال%20زاده%20در%20خارج%20از%20ایران" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تحصیلات جمال زاده در خارج از ایران</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">در سال 1287 شمسی ( 1908 میلادی ) ، محمد علی که حالا بیش از  12 سال سن داشت ، برای تحصیل به بیروت رفت  و در آن جا در مدرسه آنطورا ، تحصیل کرد . در این زمان ، محمد علی و یکی از هم کلاسی هایش ، روزنامه ای به زبان فرانسه</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">، به نام<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> لادویز ( La Devise ) </span>منتشر می کردند.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">در مدت اقامت محمد علی در بیروت بود که وضعیت سیاسی ایران تغییر کرد و محمد علی شاه ، مجلس را به توپ بست . در این زمان ، پدر محمد علی که از آزادی خواهان بود ، پنهانی خودرا به همدان رساند تا از آن جا به عتبات برود ، اما در آن جا دستگیر شد و به حکومت بروجرد تحویل داده شد و در آن جا به دستور امیر افخم ( حاکم بروجرد ) به دار آویخته شد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">جمالزاده در بيروت با ابراهيم پور داوود و مهدي ملك زاده( فرزند ملك المتلكين ) چند سالي همدوره و همدرس بود.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی در سال1289 شمسی (1910 م.)از راه مصر خود را به فرانسه رسانید و از آن جا به لوزان سوئیس رفت و تا سال 1911 در لوزان بود و در آن جا در رشته حقوق تحصیل کرد .وی در این سال ها فقر و بی پولی بسیار را تجربه کرد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از آن در سال 1291 شمسی (1912م. ) به دیوژن فرانسه رفت در آن‌جا به ادامه تحصیل پرداخت  تا این که در سال  1293 شمسی (1914 م.) دیپلم حقوق خود را از دانشگاه این شهر گرفت .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43568/جمال%20زاده%20پس%20از%20اتمام%20تحصیلات" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جمال زاده پس از اتمام تحصیلات</span><br />
<a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43568/جمال%20زاده%20پس%20از%20اتمام%20تحصیلات" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a> <br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">به دنبال وقوع جنگ جهانی اول ، در سال در سال 1294 شمسی (1915 م .) سید حسن تقی زاده در برلن  ، کمیته ملّیون ایرانی را تشکیل داد و محمد علی نیز از جمله ایرانیانی بود که به این کمیته دعوت شد . به دنبال این دعوت ، محمد علی در این سال به</div>
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">برلن رفت و تا سال 1930 در این شهر زیست .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> اندکی پس از ورودش به برلین ، از جانب کمیته ، برای انجام ماموریتی به منشور جمع‌آوری قشون ایلات به‌ منظور مقاومت در مقابل روس‌ها وانگلیس‌ها  به بغداد و کرمانشاه اعزام شد و به مدت 16 ماه در این ماموریت بود . وی در این سفر ، به کمک دوست دوره دانشجویی خود ، <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ابراهیم پور داوود </span>، روزنامه <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رستاخیز</span> را منتشر کرد .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از بازگشت به برلین ، به همكاري در مجله كاوه و اداره امور آن دعوت شد و تا تعطيلي آن مجله با تقي زاده كار مي كرد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از تعطیلی مجله کاوه ، به دلیل مشکلات مالی ، دیگر امکان ادامه فعالیت ادبی برای او ممکن نبود و به همین دلیل وی وی به خدمت سفارت ایران در آمد و حدود 8 سال ( یعنی تا سال 1931 م. ) سرپرستی محصلین ایرانی را به عهده گرفت .</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از آن در سال 1931 م. به دفتر بين المللي كار وابسته به جامعه ملل پيوست و در سال ۱۹۵۶ بازنشسته شد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">پس از بازنشستگی  به ژنو مهاجرت نمود ؛ در اين مدت چند دوره به نمايندگي دولت ايران در جلسات كنفرانس بين المللي آموزش و پرورش شركت كرد ، و در نهایت در همین شهر هم درگذشت .</div>
 <br />
وی همسری آلمانی داشت .<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">محمد علی جمالزاده که حدود 102 سال عمر کرد ، مجموعا  در طول عمر خود، پنج بار به ايران سفر كرد ؛ وی سیزده سال از عمرش را در ایران سپری کرد و باقی عمر را در کشور های دیگر زندگی کرده است  ؛ اما با این وجود وی ایرانی زندگی می کرد ؛ خانه اش آراسته به قالي و قلمكار و قلمدان و ترمه و تافته و مسينه و برنجينه هاي كرمان و اصفهان و يزد بود ، درباره ایران تحقیق می کرد ، تالیفاتش همه برای ایرانیان بود و همیشه فارسی می نوشت و هدفش بیداری و گسترش معارف ایرانیان بود .</div>
 <br />
<a href="http://forum.kishtech.ir/javascript:void(0)" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><a href="http://www.scipost.ir/topic/15469/43570/قبر%20محمد%20علی%20جمالزاده" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"></a><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قبر محمد علی جمالزاده</span><br />
[url=http://www.scipost.ir/topic/15469/43570/قبر محمد علی جمالزاده]</a> <br />
محمد علی جمالزاده در روز هفدهم آبان ۱۳۷۶ در يكصد و دو سالگي ، در یک خانه سالمندان در شهر ژنو  درگذشت. قبر او در گورستان petit saconnex در شهر ژنو واقع است . همسرش را نیز در همین مکان دفن کرده اند .<br />
آدرس دقیق : Chemin Moïse-Duboule 12 1209 , Geneva, Switzerland<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><!-- start: attachment_icon -->
<img src="http://forum.kishtech.ir/images/attachtypes/image.png" title="JPG Image" border="0" alt=".jpg" />
<!-- end: attachment_icon -->&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=354" target="_blank" title="">thCA34U93V.jpg</a> (اندازه:  5.17 KB / تعداد دفعات دریافت:  0)
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ویلارد بویل]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=5501</link>
			<pubDate>Sun, 07 May 2017 10:13:25 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=28">motlagh</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=5501</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn01.zoomit.ir/ex/Cover/8d7c23a6c7f1fdbac53a643c655061e0_XL.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  8d7c23a6c7f1fdbac53a643c655061e0_XL.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">۶ سال پیش در چنین روزی (۷ می سال ۲۰۱۱ میلادی)، </span><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد بویل</span></span><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">، فیزیکدان سرشناس کانادایی آمریکایی دیده از جهان فروبست.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">[font=IRANSans, Tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ویلارد استرلینگ بویل </span></span>در تاریخ ۱۹ آگوست سال ۱۹۲۴ میلادی متولد شد. پدر ویلارد پزشک بود و خانواده‌اش به خاطر شغل وی به شهر کبک در کانادا نقل مکان کردند. تا سن چهارده سالگی تحصیلات ویلارد زیر نظر مادر و در خانه آن‌ها پیگیری شد سپس با قبولی در امتحانات ورودی، ویلارد وارد کالج  لووِر کانادا شد که در واقع یک دبیرستان خصوصی بود. او بعد از پایان دوره دبیرستان وارد دانشگاه مک گیل شد؛ اما تحصیلاتش در سال ۱۹۴۳ و به‌واسطه جنگ جهانی دوم با وقفه مواجه شد و ویلارد به خدمت نیروی دریایی کانادا درآمد.</span>[/font]</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد پس از پایان جنگ تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۹۴۷ کارشناسی و سال ۱۹۴۸ کارشناسی ارشد و سپس سال ۱۹۵۰ دکترای خود را در رشته‌ی فیزیک کاربردی از دانشگاه مک گیل کسب کرد. بعد از پایان دوره‌ی دکترا، ویلارد بویل حدود یک سال در لابراتوار تشعشعات کانادا سپری کرد و به مدت ۲ سال به تدریس فیزیک در کالج نظامی سلطنتی کانادا پرداخت. سال ۱۹۵۳، ویلارد بویل دعوت به کار آزمایشگاه بل را پذیرفت و در آنجا اولین لیزر سرخ متوالی را همراه دان نلسون در سال ۱۹۶۲ اختراع کرد. همچنین نام او در بین اولین کسانی که حق اختراع دستگاه لیزر تزریق نیمه‌رسانا را ثبت کرده‌اند، به چشم می‌خورد. وی در سال ۱۹۶۲ به‌ عنوان سرپرست تیم تحقیقات فضایی آزمایشگاه بل نیز انتخاب شد و نقشی کلیدی در برنامه فضایی آپولو ایفا کرد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">دکتر ویلارد بویل در سال ۱۹۶۴ بعد از پایان مأموریت در تیم تحقیقات فضایی مجددا به آزمایشگاه بل بازگشت و تحقیقات خود را در خصوص مدار مجتمع آغاز کرد. تحقیقات دکتر بویل سرانجام در سال ۱۹۶۹ منجر به اختراع دستگاه بار جفت‌شده (Charged-Coupled device) شد که یک حسگر تصویربرداری برای ثبت تصاویری باکیفیت و رزولوشن بالا است و آن را دستگاه رنگ ‌بردار (Color-Capture Device) هم می‌نامند. در آن دوران، ناسا یا اداره ملی هوانوردی و فضایی آمریکا از این دستگاه برای عکس‌برداری در پروژه‌های فضایی خود و ارسال عکس‌های شفاف و دقیق به زمین استفاده کرد و به‌مرور در صنعت تصویربرداری مورد استفاده قرار گرفت. CCD قلب دوربین‌های نظارت تصویری و یک تکنولوژی دیجیتال است که تصاویری بسیار شفاف با رزولوشن بالا ارائه می‌دهد و در نور کم هم تصاویر بسیار خوبی نمایش می‌دهد. دکتر ویلارد بویل به خاطر این اختراع همراه با دکتر جورج اسمیت در سال ۲۰۰۹ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">دکتر ویلارد بویل در تاریخ ۷ می سال ۲۰۱۱ میلادی دیده از جهان فروبست.</span></div>
<br />
<br />
<br />
<span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">منبع : <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Willard_Boyle" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://en.wikipedia.org/wiki/Willard_Boyle</a></span><br />
<br />
#<span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد بویل#[font=IRANSans, Tahoma] اختراع#[font=IRANSans, Tahoma]دستگاه لیزر تزریق نیمه‌رسانا</span>[/font][/font]</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn01.zoomit.ir/ex/Cover/8d7c23a6c7f1fdbac53a643c655061e0_XL.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  8d7c23a6c7f1fdbac53a643c655061e0_XL.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">۶ سال پیش در چنین روزی (۷ می سال ۲۰۱۱ میلادی)، </span><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد بویل</span></span><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">، فیزیکدان سرشناس کانادایی آمریکایی دیده از جهان فروبست.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">[font=IRANSans, Tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ویلارد استرلینگ بویل </span></span>در تاریخ ۱۹ آگوست سال ۱۹۲۴ میلادی متولد شد. پدر ویلارد پزشک بود و خانواده‌اش به خاطر شغل وی به شهر کبک در کانادا نقل مکان کردند. تا سن چهارده سالگی تحصیلات ویلارد زیر نظر مادر و در خانه آن‌ها پیگیری شد سپس با قبولی در امتحانات ورودی، ویلارد وارد کالج  لووِر کانادا شد که در واقع یک دبیرستان خصوصی بود. او بعد از پایان دوره دبیرستان وارد دانشگاه مک گیل شد؛ اما تحصیلاتش در سال ۱۹۴۳ و به‌واسطه جنگ جهانی دوم با وقفه مواجه شد و ویلارد به خدمت نیروی دریایی کانادا درآمد.</span>[/font]</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد پس از پایان جنگ تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۹۴۷ کارشناسی و سال ۱۹۴۸ کارشناسی ارشد و سپس سال ۱۹۵۰ دکترای خود را در رشته‌ی فیزیک کاربردی از دانشگاه مک گیل کسب کرد. بعد از پایان دوره‌ی دکترا، ویلارد بویل حدود یک سال در لابراتوار تشعشعات کانادا سپری کرد و به مدت ۲ سال به تدریس فیزیک در کالج نظامی سلطنتی کانادا پرداخت. سال ۱۹۵۳، ویلارد بویل دعوت به کار آزمایشگاه بل را پذیرفت و در آنجا اولین لیزر سرخ متوالی را همراه دان نلسون در سال ۱۹۶۲ اختراع کرد. همچنین نام او در بین اولین کسانی که حق اختراع دستگاه لیزر تزریق نیمه‌رسانا را ثبت کرده‌اند، به چشم می‌خورد. وی در سال ۱۹۶۲ به‌ عنوان سرپرست تیم تحقیقات فضایی آزمایشگاه بل نیز انتخاب شد و نقشی کلیدی در برنامه فضایی آپولو ایفا کرد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">دکتر ویلارد بویل در سال ۱۹۶۴ بعد از پایان مأموریت در تیم تحقیقات فضایی مجددا به آزمایشگاه بل بازگشت و تحقیقات خود را در خصوص مدار مجتمع آغاز کرد. تحقیقات دکتر بویل سرانجام در سال ۱۹۶۹ منجر به اختراع دستگاه بار جفت‌شده (Charged-Coupled device) شد که یک حسگر تصویربرداری برای ثبت تصاویری باکیفیت و رزولوشن بالا است و آن را دستگاه رنگ ‌بردار (Color-Capture Device) هم می‌نامند. در آن دوران، ناسا یا اداره ملی هوانوردی و فضایی آمریکا از این دستگاه برای عکس‌برداری در پروژه‌های فضایی خود و ارسال عکس‌های شفاف و دقیق به زمین استفاده کرد و به‌مرور در صنعت تصویربرداری مورد استفاده قرار گرفت. CCD قلب دوربین‌های نظارت تصویری و یک تکنولوژی دیجیتال است که تصاویری بسیار شفاف با رزولوشن بالا ارائه می‌دهد و در نور کم هم تصاویر بسیار خوبی نمایش می‌دهد. دکتر ویلارد بویل به خاطر این اختراع همراه با دکتر جورج اسمیت در سال ۲۰۰۹ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">دکتر ویلارد بویل در تاریخ ۷ می سال ۲۰۱۱ میلادی دیده از جهان فروبست.</span></div>
<br />
<br />
<br />
<span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">منبع : <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Willard_Boyle" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://en.wikipedia.org/wiki/Willard_Boyle</a></span><br />
<br />
#<span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-family: IRANSans, Tahoma;" class="mycode_font">ویلارد بویل#[font=IRANSans, Tahoma] اختراع#[font=IRANSans, Tahoma]دستگاه لیزر تزریق نیمه‌رسانا</span>[/font][/font]</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[16 اردیبهشت تولد زیگموند فروید]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=4384</link>
			<pubDate>Sat, 06 May 2017 06:13:20 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=3">ahmadpor</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=4384</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.nikend.com/uploads/images/sigmund-freud-the-great-question-that-has-never-been-answered.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund-freud-the-great-question-that-ha...swered.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/2/28/22/1425149048098446.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1425149048098446.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.notable-quotes.com/f/sigmund_freud_quote_2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund_freud_quote_2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.relatably.com/q/img/sigmund-freud-quotes/preview-650x390-650-1436958941.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  preview-650x390-650-1436958941.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.buzzle.com/images/quotes/sigmund-freud-quote-about-love.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund-freud-quote-about-love.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.nikend.com/uploads/images/sigmund-freud-the-great-question-that-has-never-been-answered.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund-freud-the-great-question-that-ha...swered.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/2/28/22/1425149048098446.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1425149048098446.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.notable-quotes.com/f/sigmund_freud_quote_2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund_freud_quote_2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.relatably.com/q/img/sigmund-freud-quotes/preview-650x390-650-1436958941.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  preview-650x390-650-1436958941.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://www.buzzle.com/images/quotes/sigmund-freud-quote-about-love.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  sigmund-freud-quote-about-love.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اندرو استوارت تننبام / Andrew Stuart Tanenbaum]]></title>
			<link>http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=728</link>
			<pubDate>Sat, 08 Apr 2017 23:09:14 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="http://forum.kishtech.ir/member.php?action=profile&uid=180">sima</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.kishtech.ir/showthread.php?tid=728</guid>
			<description><![CDATA[اندرو استوارت تننبام <span style="color: #333333;" class="mycode_color"> (متولد ۱۹۴۴) نگارنده٬ پژوهشگر واستاد کامپیوتر یهودی آمریکایی از دانشگاه آزاد آمستردام در هلند است. او به خاطر خلق مینیکس، یک سیستم‌عامل آزاد شبیه یونیکس با اهداف آموزشی، و کتاب‌های درسی علوم رایانه‌اش که متون مرجع در این زمینه شناخته می‌شوند شناخته‌شده است. وی شغل تدریس را مهمترین کار خود می‌داند.</span><br />
کتاب‌شناسی<br />
او به خوبی برای کتاب‌هایش در علوم رایانه شناخته‌شده‌است:<br />
[list]<br />
[*]شبکه‌های رایانه‌ای*<br />
[*]<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیستم‌عامل‌ها: طراحی و پیاده‌سازی</span><br />
[*]سیستم‌عامل‌های نوین*<br />
[*]سیستم‌عامل‌های توزیع شده*<br />
[*]سازمان‌دهی رایانهٔ ساخت یافته*<br />
[*]سیستم‌های توزیع‌شده: اصول و نهایت*<br />
[/list]سیستم‌عامل: طراحی و پیاده‌سازی و <span style="color: #333333;" class="mycode_color">مینیکس الهام‌بخش لینوس توروالدز برای طراحی هستهٔ لینوکس بود. در زندگی‌نامهٔ Just for Fun، توروالدز توضیح می‌دهد که چگونه کتاب او را به بلندای جدید رساند.</span><br />
کتاب‌های او به زبان‌هایی که شامل عربی، باسک، بلغاری، چینی، آلمانی، فرانسوی، آلمانی، عبری، مجارستانی، ایتالیایی، کره‌ای، ژاپنی، اسپانیایی مکزیکی، فارسی، لهستانی، پرتقالی، رومانیایی، روسی، صری، اسپانیایی می‌شوتد ترجمه شده‌است.<span style="color: #333333;" class="mycode_color">آن‌ها در بیش از ۱۲۰ ویرایش ظاهر شده‌اند که در دانشگاه‌های سرتاسر دنیا استفاده می‌شوند. <img src="http://forum.kishtech.ir/images/smilies/dodgy.png" alt="Dodgy" title="Dodgy" class="smilie smilie_14" /> <br />
<br />
<img src="http://techopedia.net/wp-content/uploads/2007/01/linus_tanenbaum.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  linus_tanenbaum.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اندرو استوارت تننبام <span style="color: #333333;" class="mycode_color"> (متولد ۱۹۴۴) نگارنده٬ پژوهشگر واستاد کامپیوتر یهودی آمریکایی از دانشگاه آزاد آمستردام در هلند است. او به خاطر خلق مینیکس، یک سیستم‌عامل آزاد شبیه یونیکس با اهداف آموزشی، و کتاب‌های درسی علوم رایانه‌اش که متون مرجع در این زمینه شناخته می‌شوند شناخته‌شده است. وی شغل تدریس را مهمترین کار خود می‌داند.</span><br />
کتاب‌شناسی<br />
او به خوبی برای کتاب‌هایش در علوم رایانه شناخته‌شده‌است:<br />
[list]<br />
[*]شبکه‌های رایانه‌ای*<br />
[*]<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیستم‌عامل‌ها: طراحی و پیاده‌سازی</span><br />
[*]سیستم‌عامل‌های نوین*<br />
[*]سیستم‌عامل‌های توزیع شده*<br />
[*]سازمان‌دهی رایانهٔ ساخت یافته*<br />
[*]سیستم‌های توزیع‌شده: اصول و نهایت*<br />
[/list]سیستم‌عامل: طراحی و پیاده‌سازی و <span style="color: #333333;" class="mycode_color">مینیکس الهام‌بخش لینوس توروالدز برای طراحی هستهٔ لینوکس بود. در زندگی‌نامهٔ Just for Fun، توروالدز توضیح می‌دهد که چگونه کتاب او را به بلندای جدید رساند.</span><br />
کتاب‌های او به زبان‌هایی که شامل عربی، باسک، بلغاری، چینی، آلمانی، فرانسوی، آلمانی، عبری، مجارستانی، ایتالیایی، کره‌ای، ژاپنی، اسپانیایی مکزیکی، فارسی، لهستانی، پرتقالی، رومانیایی، روسی، صری، اسپانیایی می‌شوتد ترجمه شده‌است.<span style="color: #333333;" class="mycode_color">آن‌ها در بیش از ۱۲۰ ویرایش ظاهر شده‌اند که در دانشگاه‌های سرتاسر دنیا استفاده می‌شوند. <img src="http://forum.kishtech.ir/images/smilies/dodgy.png" alt="Dodgy" title="Dodgy" class="smilie smilie_14" /> <br />
<br />
<img src="http://techopedia.net/wp-content/uploads/2007/01/linus_tanenbaum.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  linus_tanenbaum.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>