توضیح لینک توضیح لینک
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عشق با زمستان می آید
#1
((دستانم را از جیبم بیرون آوردم. باران شروع به باریدن کرد و او ناپدید شد. برگشتم و راهم را به آرامی در پیش گرفتم. همان طور که در شهر قدم می زدم، آن کلمه را بارها و بارها با خودم تکرار کردم. احساس کردم ناگهان گرم شده ام، پر از انرژی، پر از زندگی و مهیای زندگی بخشیدن. فکر می کنم نیاز دارم چیزهایی که خودم می دانم را از دیگران بشنوم. پدر و مادرم باید تا الان بیدار شده باشند. ظرف شویی آشپزخانه پر از سبزی تازه از خاک بیرون آمده . برادرم در پاریس کنار پنجره اش چیزی می خواند. دوست دختر جدیدش هنوز در خواب است. و سندی، مدیر برنامه هایم، با دخترش در بستر گرم شان در آغوش هم آشیانه کرده اند. نفس هایشان نرم و مستور است. دهان هایی گشاده رو به کوهساران بالش.))
 قسمتی از متن کتاب که نشاندهنده ی نوع نگارش کتاب و شیوایی آن است خواندن این کتاب دلنشین به دوستان توصیه می کنم.



[عکس: 5c6cb781e8c14f8e8ad2d06acf17c5da.jpg]
پاسخ


پیام‌های این موضوع
عشق با زمستان می آید - توسط re.za - 13-04-2019, 02:45 PM

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان